تبليغاتX
پیاده روهای قیطریه
پیاده روهای قیطریه
کنارِ هر خیابونی، یه جاده از من کشیدن
 

 

به دکتر شريعتي گفتند :" استاد! سيگار طول زندگي آدمو کوتاه مي کنه."

در جواب گفت من به عرض زندگي فکر مي کنم.

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 توسط نفیس
 

پدر روزنامه م‍ي خواند، اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد.

حوصله پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را - كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد - جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد و گفت:
" بيا كاري برا يت دارم. يك نقشه دنيا به تو مي دهم، ببينم مي تواني آن را دقيقا همانطور كه هست بچيني ؟ "

و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت .

مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع بعد ، پسرش با نقشه كامل برگشت.

پدر گفت : " مادرت به تو جغرافي ياد داده است ؟ "

پسر جواب داد : " جغرا في ديگر چيست؟!؟ اتفاقأ پشت همين صفحه ، تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم رابسازم، دنيا را هم دوباره ساختم ! "

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 توسط نفیس
دلم را سپردم به بنگاه دنيا
و هي آگهي دادم اينجا و آنجا
و هر روز
براي دلم
مشتري آمد و رفت
و هي اين و آن
سرسري آمد و رفت

*
ولي هيچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسي قفل
قلب مرا وا نکرد

*
يکي گفت:
چرا اين اتاق
پر از
دود و آه
است
يکي گفت:
چه ديوارهايش
سياه
است
يکي گفت:
چرا
نور اينجا کم
است
و آن ديگري گفت:
و انگار هر آجرش
فقط از
غم و غصه و ماتم است

*
و رفتند و بعدش
دلم ماند بي مشتري
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدايا تو قلب مرا مي خري؟

*
و فرداي آن روز
خدا آمد و توي قلبم
نشست
و در را به روي همه
پشت خود بست

*
و من روي آن در نوشتم:
ببخشيد، ديگر
براي شما جا نداريم
از اين پس به جز
او

کسي را نداريم.

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 توسط نفیس

متني زيبا و فوق العاده از دكتر شريعتي به نام

                      "دليل بودن تو"



 

دليل بودن تو

 

هر کسي دوتاست .
و خدا يکي بود .
و يکي چگونه مي توانست باشد ؟
هر کسي به اندازه اي که احساسش مي کنند ، هست .
و خدا کسي که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوي چشمي است که آنرا ببيند .
خوبي ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زيبايي همواره تشنه دلي است که به او عشق ورزد .
و قدرت نيازمند کسي است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوي غروري است که آنرا بشکند .
و خدا عظيم بود و خوب و زيبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسي نداشت ...
و خدا آفريدگار بود .
و چگونه مي توانست نيافريند .
زمين را گسترد و آسمانها را برکشيد ...
و خدا يکي بود و جز خدا هيچ نبود .
 

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هايي است براي گفتن که اگر گوشي نبود ، نمي گوييم .
و حرفهايي است براي نگفتن ...
حرف هاي خوب و بزرگ و ماورائي همين هايند .
 

و سرمايه ي هر کسي به اندازه ي حرف هايي است

 که براي نگفتن دارد ...


و خدا براي نگفتن حرف هاي بسيار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه مي توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هيچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .

 

و خدا تنها بود .
        
هر کسي گمشده اي دارد .
                              و خدا گمشده اي داشت

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 توسط نفیس

زني که در حومه شهر زندگي مي کرد مي خواست خانه و اثاثيه اش را بفروشد. زمستان بود و چنان برف سنگيني باريده بود که تقريبا محال بود که هيچ ماشين يا کاميوني بتواند تا در خانه اش برسد. منتها چون از خدا خواسته بودکه اثاثيه اش را به کسي که خدا مي خواست و به قيمتي که خدا صلاح مي دانست برايش بفروشد ، از ظواهر امر دل نگران نبود. اثاثيه اش را برق انداخت و آماده فروش وسط اتاق گذاشت . وقتي مرا ديد گفت : حتي از پنجره به بيرون نگاه نکردم تا انبوه برف را ببينم يا سوز سرما را احساس کنم. تنها به وعده هاي خدا توکل کردم و بس!

مردم نيز به گونه اي معجزه آسا اتومبيل خود را تا در خانه اش رساندند و نه تنها اثاثيه خانه ، حتي خود خانه نيز بي آنکه کارمزدي به هيچ بنگاه معاملات ملکي پرداخت شود به فروش رفت.

ايمان هرگز از پنجره به بيرون نمي نگرد تا انبوه برف را ببيند تا سوز سرما را احساس کند.

ايمان براي برکتي که طلبيده است تدارک مي بيند و بس.

 

4 اثر از فلورانس اسکاولشين - ترجمه گيتي خوشدل

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 توسط نفیس

A Accept : پذیرا باشید:

دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.

B- Break away : خودتان را جدا سازید:

خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

C-  Creat : خلق کنید :

 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان  تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

D Decide : تصمیم بگیرید:

تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

E- Explore : کاوشگر باشید :

جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

F- Forgive : ببخشید :

ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

G- Grow : رشد کنید:

عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

H Hope : امیدوار باشید:

به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

I- Ignore : نادیده بگیرید:

امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

J Journey : سفر کنید:

به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

K Know : بدانید:

بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

L Love : دوست بدارید :

اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

M Manage : مدیر باشید:

بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

N- Notice : توجه کنید:

هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

O-Open : باز کنید:

چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

P Play : بازی و تفریح کنید:

فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.

Q Question : سوال کنید:

چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

R Relax : آرامش داشته باشید:

اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

S Share : سهیم شوید:

استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

T Try : تلاش کنید:

حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.

U Use : استفاده کنید :

از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

V Value : احترام بگذارید:

برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

X X-Ray : اشعه ایکس:

با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

Y Yield : اجازه دهید:

اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .

Z Zoom : تمرکز کنید:

زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید.

منبع : مجله بهورز

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 توسط نفیس

کتاب گشوده

 

رابین درانات تاگور ، یکی از بزرگترین شعرای قرن حاضر در ایالت بنگال هندوستان زندگی می کرد. او اشعار و رمانهای خود را به زبان بنگالی منتشر کرد ، اما هیچ شهرتی کسب نکرد . سپس یکی از کتابهای کوچکش به اسم گیتانجالی (هدیه غزلها)را به انگلیسی برگرداند .او آگاه بود متن ترجمه شده نه هیچ گاه زیبایی اشعار اصلی را دارد نه می تواند دارا باشد. زیرا این دو زبان یعنی بنگالی و انگلیسی ساختارها و شیوه بیان متفاوتی دارند . بنگالی زبانی بسیار شیرینی است . حتی در بگومگوها ومشاجره ها گویی در گفت و گوی دلچسب و خوشایندی شرکت داری . بسیار خوش آهنگ است . اما زبان انگلیسی فاقد این کیفیت است و نمی توان چنین کیفیتی به آن بخشید . زبان انگلیسی ویژگی های خاص خود را دارد. اما او هر طور بود آن را ترجمه کرد و این ترجمه که در مقایسه با کار اصلی ، اثر بسیار ضعیفی می نمود موفق شد جایزه نوبل دریافت کند. پس از آن ناگهان در سراسر هندوستان بوق و کرنا به راه افتاد . این کتاب ساله ها به زبان بنگالی و دیگر زبان هندی در دسترس بود و هیچ کس اعتنایی به ان نکرده بود

هر دانشگاهی خواستار اعطای دکترای ادبیات به او شد . روشن است که کلکته ، محل زندگی او، نخستین دانشگاهی بود که دیپلم افتخار به او اعطاکرد. او از قبول آن خودداری کرد و گفت :«شما دیپلم افتخار را به من نمی دهید، و برای کتاب شعر من ارزش قائل نیستید، بلکه جایزه نوبل را اعتبار می بخشید. زیرا این کتاب با کیفیتی بسیار زیباتر از سالها این جا افتاده بود و حتی یکی به خودش زحمت نداد حتی یک نقد ادبی ناقابل درباره این کتاب بنویسد.» او از دریافت هر دیپلم افتخاری سرباز زد. حرفش این بود :این توهین به من است
ژان پل ساتر یکی از بزرگترین رمان نویسان و صاحب نظران روان شناسی انسان،از دریافت جایزه نوبل چشم پوشید. او گفت:«من هنگام خلق اثرم پاداش کافی دریافت کرده ام . جایزه نوبل نمی تواند چیزی بر آن بیفزاید. برعکس مرا پایین می کشد. این جایزه برای آماتورها خوب است که بدنبال آوازه و شهرتند : من هم به اندازه کافی سن و سال دارم و هم به اندازه کافی از کارم لذت برده ام . من هرچه را انجام داده ام دوست داشته ام و خود این برایم پاداش بود. من پاداش دیگری نمی خواهم، چون هیچ چیز جای آن چه را در حال حاضر دریافت کرده ام ، نمی گیرد.» و حق با او بود. اما افرادی که درست می اندیشند، در دنیا انگشت شمارند و دنیا پر از آدم هایی است که نادرست می اندیشند و محبوس در دام این افکار نادرست زندگی می کنند

ارسال در تاريخ شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 توسط نفیس


 

شـما هـر طـور که به قضیه نگاه کنید، خیانت کردن یکی ازبهترین راه هـای بـر هم خـوردن ارتـبـاط بین یک خانم و آقامی باشد. اغلب زمانی کـه یـکی از طرفین مرتکب خیانت مـی شود، اطمینان موجود از بین می رود و بدست آوردن مجدد آن تبدیل به یک کار دشوار می گــردد. البته این چیزجدیدی نیست.


اما خیانت انواع مختلفی دارد.
یکی از انواع آن، خیانت جنسی می باشد. این امر زمانی روی می دهد که هیچ گونه پیوند عاطفی میان فرد و طرف مقابلش وجود نداشته و او تنها به دلیل برقراری روابط جنسی و هیجانی که دراز کشیدن پهلوی او می تواند به او بدهد، جذبش شده است.
دومین نوع خیانت، احساسی می باشد و زمانی روی می دهد که فرد احساس میکند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا کرده. وي از همراهی، صحبت کردن، و در میان گذاشتن افکار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد. کم کم به این نتیجه می رسد که ترجیح می دهد اوقات فراغت خود را به جای اینکه با همسر و یا نامزدش بگذارند با او سپری کند.
بر اساس تحقیقاتی که من به تازگی انجام داده ام تقریبا چیزی بیشتر از 75% از خانمها اظهار می دارند که خیانت عاطفی برایشان خیلی سخت تر از خیانت جنسی است. البته بسیاری از خانم ها نیز اعتقاد داشتند که هر دو نوع خیانت برایشان سخت است چراکه در هر دو مرحله، ضربه سختی بر روی احساساتی که نسبت به شریک زندگی خود داشتند، وارد می شود.
حال به طور مجزا دیدگاه خانم ها را در مورد هر یک از دو مورد بالا مورد بررسی قرار میدهیم.


خیانت احساسی
خیانت احساسی یکی از مواردی بود که بیشتر خانم ها آنرا مخرب تر و ویرانگر تر تصور می کردند. خانم ها به خوبی می دانند که دختر های زیبای بسیاری وجود دارند و آقایون بالفطره از نظر بصری تحریک پذیر می باشند. البته این امر توجیه کننده خیانت جنسی نیست، اما همه به خوبی می دانند که برخی از مردها در کنترل خواست های جنسی خود ناتوان و یا کم توان هستند.
وضعیت زمانی غیر قابل تحمل می شود که خانم متوجه شود همسرش با کسی آشنا شده که از نظر شخصیتی او را بیشتر دوست می دارد. این امر علامت آن است که خانم دیگر توانایی جذب همسرش را ندارد و نمی تواند پاسخگوی نیاز های احساسی و عاطفی او باشد.
خیانت جنسی به نوبه خود درست نیست، اما اگر مردی مرتکب چنین کاری شده باشد خیلی راحت تر می توان این مطلب را برای همسرش بازگو کرد. اما اجازه دهید که ببینیم خیانت احساسی در نظر خانم ها به چه اموری گفته می شود:
چند نمونه از خیانت های عاطفی
یک مثال خیلی ساده این است که آقا یکی از همکاران مونث خود را همیشه برای شام و یا نهار به بیرون ببرد. در بیشتر موارد بهتر است شک کنید که آنها قصد دارند در مورد چیزهایی خارج از حیطه کاری صحبت کنند. این همکار ممکن است به همدم آقا تبدیل شود و به او اجازه دهد تا عقاید و افکارش را در میان بگذارد.
مردهایی که از نظر احساسی در بدو خیانت کردن قرار دارند، معمولا شروع می کنند به سوال کردن از خودشان که آیا این خانم را باید اینقدر زیاد ببینم؟ آنها در اعماق وجود خود احساس می کنند که این خانم خیلی بیشتر از یک همکار برایشان ارزش دارد و به همین دلیل در زمان ملاقات کردن او احساس گناه به آنها دست می دهد.
یکی دیگر از انواع خیانت های عاطفی که این روزها خیلی رایج شده است online میباشد. آقا سعی می کند بیشتر و بیشتر به شبکه اینترنت متصل شود تا با یک فرد خاص صحبت کند و همسرش نیز ناراحت است که او ساعت های طولانی را در اینترنت می گذارند. نیاز صحبت کردن آقا با این خانم که شاید خیلی زیاد هم نتواند او را ببیند خیلی بیشتر از نیاز او برای بودن با همسر و یا نامزدش است. (یک علامت قدیمی در مورد سرمایه گذاری احساسی)
این مثال نشان دهنده خیانت تمام و کمال عاطفی بود؛ اگر آقا خانمی را که از طریق اینترنت با او ارتباط دارد، قبلا ندیده باشد این امکان خیلی کمتر وجود دارد که تحت تاثیر برقراری روابط جنسی با او قرار گرفته باشد.


چرا خانم ها از خیانت عاطفی می رنجند؟
زمانی که خانم ها در پی یافتن همسر هستند آنها معمولا به دنبال احساسات و توانایی های ذهنی آقایون می گردند از جمله این که آیا آقا می تواند پدر خوبی برای بچه ها باشد، یک زندگی محکم درست کند و با او ارتباط معقولی برقرار کند. از سوی دیگر آقایون بیشتر بر روی خصوصیات فیزیکی خانم ها توجه دارند و اینکه خانم قادر است بچه دارد شود و نیازهای جنسی او را برآورده سازد.
به همین دلیل گفته می شود که چون خانم ها بر روی احساسات و عواطف موجود در رابطه سرمایه گذاری می کنند، خیانت در مورد این مطلب برایشان غیر قابل هضم بوده و احساس می کند که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.


خیانت جنسی
دومین نوع خیانت، جنسی می باشد.
هر چند به اندازه خیانت عاطفی برای خانم ها سخت و دشوار نمی باشد، اما به راحتی می تواند رابطه شما را خراب کند. زمانی که مردی با یک دختر خانم دیگر رابطه جنسی برقرار می کند، همسر این مرد توانایی های خودش را در هنگام خواب زیر سوال می برد. او از خود می پرسد که خانم دیگر چه چیزهایی را به همسرش پیشنهاد می کند که خودش نمی کرده. این امر باعث می شود که خانم در زمینه سکس محتاط تر عمل کند و در نتیجه پس از مدتی به طور کامل از این کار کناره گیری می کند؛ این کار خود شرایط را بدتر خواهد کرد.
درست مثل یک چرخه مخرب و ویرانگر: مرد خیانت می کند، در نتیجه همسرش هرگز نمی خواهد با او رابطه جنسی داشته باشد، این امر باعث می شود که آقا بیشتر خیانت کند. به طور خلاصه یکی از راههای مناسب برای بر هم زدن ارتباط انجام چنین کاری می باشد.


آیا فراموشی خیانت جنسی برای زوجین آسانتر است؟
این نوع خیانت تنها برای بدست آوردن رضایت فیزیکی است و یک شب بیشتر ادامه ندارد. آقا هیچ گونه نیاز عاطفی نسبت به خانم دوم ندارد و قصد بیرون رفتن و یا وقت صرف کردن با او را ندارد و تنها به دنبال ارضا کردن نیازهای جنسی خود است. او همان احساس عاطفی که نسبت به همسرش داشته است را حفظ می کند. این مرد تنها به این خاطر که از زندگی جنسی فعلی خود کسل شده و می خواسته موقعیت های جدید را نیز تجربه کند مرتکب این اشتباه شده.
معمولا زمانیکه طرف مقابل متوجه چنین مطلبی می شود اصلا به شوهر خود اجازه نمی دهد که دلیل کار خود را توضیح دهد و همه چیز را زیر پا می گذارد و فقط به او میگوید که من چگونه می توانم دوباره به تو اعتماد پیدا کنم. در یک ارتباط محکم دو طرف نباید مرتکب اینگونه اشتباهات شوند و در صورت بروز مشکل، کنار آمدن با آن چندان دشوار نخواهد بود.


آیا می توانید واکنش خانم را پیش بینی کنید؟
چگونه شخصیت یک خانم در طرز برخورد او نسبت به خیانت تاثیر می گذارد؟
خانم هایی هستند که بیش از هر چیز (حتی احساسات و عواطف) به سکس اهمیت می دهند. این خانم ها معمولا در سایر جنبه های زندگی نیز خود را مشغول کرده اند مانند عرصه شغلی. آنها همچنین اهمیت بسیار زیادی برای وضع ظاهری خود قائل هستند. (همانطور که می دانید ظاهر نقطه مقابل شخصیت است)
برای این دسته از خانم ها خیانت جنسی غیر قابل بخشش می باشد. چرا که آنها تصور می کردند آقا تنها به دلیل زیبایی های ظاهری شان جذبشان شده و این خیانت برای آنها به منزله شکست بزرگی محسوب می شود. آنها تصور می کنند که آقا دیگر هیچ میلی نسبت به آنها ندارد و با این کار خود خواسته به او بفهماند که بهتر است این رابطه تمام شود.
خانم هایی که از خیانت جنسی بیشتر آسیب می بینند به مردها به عنوان دست آویزی برای بر آورده کردن نیازهای جنسی شان نگاه می کنند. به همین دلیل در زمان بروز خیانت جنسی احساس می کنند که شریک زندگی شان توجه خود را به کس دیگری معطوف کرده حالا چه صرفا از نظر جنسی باشد و چه از نظر احساسی و جنسی. آنها در این حالت تصمصم گیرند که رابطه را ترک گفته و به سوی یکی دیگر از خواستگارهای خود بروند.
شما به راحتی می توانید چنین خانم هایی را شناسایی کنید. آنها به دنبال توانایی های ذهنی در آقایون نمی گردند. آنها با مردها ارتباط عاطفی چندانی برقرار نمی کنند و احساسات و افکار خودشان را در میان نمی گذارند. اگر در یک چنین رابطه ای قرار بگیرید خودتان متوجه می شوید که توجه بیشتر بر روی مسائل فیزیکی است.
اگر نامزد و یا همسر شما جزء این دسته از خانم ها باشد آنوقت خیانت جنسی برای او به منزله یکی از وحشتناکترین و غیر قابل بخشش ترین خیانت ها محسوب می شود.
اگر خیانت کردید، چه کار کنید؟
اگر شما در مقابل نامزد و یا همسر خود مرتکب خیانت شدید دو گزینه برایتان وجود دارد: می توانید در این رابطه با او صحبت نکنید و امیدوار باشید که این امر هیچ گاه برایش فاش نشود و یا اینکه به خطای خود اعتراف کنید و تمام عواقب آنرا را نیز قبول کنید.
اگر گزینه اول را انتخاب کردید شما باید خودتان به تنهایی با کرده خود روبرو شوید و بار رنج و عذاب آن را به تنهایی بر دوش بکشید. البته اگر یک درصد هم این احتمال وجود داشته باشد که روزی همه چیز فاش شود آنوقت اوضاع خیلی بدتر خواهد شد؛ به این خاطر که او نه تنها به خاطر خیانتی که شما انجام داده اید ناراحت می شود بلکه از اینکه به او دروغ هم گفته اید عصبانی خواهد شد.
اگر قصد دارید تا به او بگویید، حداقل دیگر عذاب وجدان پیدا نمی کنید اما باید خودتان را برای رویارویی با عواقب آن آماده کنید. اگر از نظر احساسی به او خیانت کردید نیازمند تلاش بیشتری است چراکه پیوند عاطفی که با یک خانم دیگر برقرار شده کمی سخت تر از بین می رود. اما اگر از نظر جنسی به او خیانت کرده باشید و به ویژه اگر به یک شب ختم شده باشد باید به او بقبولانید که شما را ببخشد و بر روی این مطلب کار کنید. عکس العمل او در برابر شما هر چه که باشد، شما باید انتظار بدترین ها را داشته باشد.
البته در این حالت حتی اگر شما تمام کارهایی را هم که انجام داده باشید برای او باز گو کنید این احتمال وجود دارد که او شما را برای یکبار ببخشد اما فکر بخشش دوباره را باید به طور کلی از سر بیرون کنید.
خیانت کنیم یا نکنیم
اگر احساس می کنید که از شریک زندگی خود در حال دور شدن هستید، سعی کنید پیوند های عاطفی گذشته تان را با او از نو تجدید کنید (اگر دچار وسوسه های احساسی شده اید) و یا اینکه به دنبال روش ها و شیوه های جدیدی باشید تا به روابط جنسی خود حرارت بیشتری دهید ( اگر از نظر جنسی احساسی رضایت نمی کنید).

آنوقت زمانی که تلاش خانم ها برای بهبود رابطه را مشاهده کنید خودتان هم شگفت زده خواهید شد. اما اگر دیدید که به هیچ وجه نمی توانید جلوی خیانت کردن خودتان را بگیرید وقت آن رسیده که رابطه فعلی خود را تمام کنید و بروید.


برگرفته از سايت مردمان

ارسال در تاريخ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 توسط نفیس

 امروز غروب داشت بارون قشنگی میومد..هوای پیاده روی کرده بودم...هرچند خیس آب شدم اما عکس های خوشگلی از پیاده روهای خیس قیطریه گرفتم

تقدیم به همه ی شما

پیاده رو

 

حالا خوندن این نوشته ها خالی از لطف نیس

 

 

بـرای هر کاری از پيش انديشه کنيد ، اين راز بـزرگی است "                     
 
هـر کاری را به موقـع انجام دهيد ،  اين بهای مو فـقـيـت شماست "
 " به موقـع بينديشيد ،  اين سر چشمه توانايی شماست "
 
 "
به موقـع بازی کنيد ،  اين راز جوان ماندن است "
 "
به موقـع مطالعه کنيد ، بنياد دانش براين نهاده شده است "
 "
به موقـع بياساييد ، اين روان شما را به ملکوت می رساند "
 
 "
زيبا بودن را خواستار باشيد ، هميشه و همه جا خواهيدش يافت "
 "
برای تندرستی هميشه بکوشيد ، اين گنجينه بی نظير زندگانی است "
 "
به موقع عبادت کنيد ، بنياد تکريم خداوند بر اين است و هوس دنيا پرستی را _
 _
از ذهن دو ر می کند "
 "
دوستان خود را باور داشته باشيد و به موقع خودش به ديدارشان برويد ، _

 

  " از زندگی استفاده كن قبل از آنكه آنرا از دست بدهی "
 "
اگر می خواهيد به هر نوعی در زندگی خود تغيير بوجود بياوريد ، ابتدا كنترل ذهن خود را __ به عهده گيريد  "
 "
اگر به كاری كه مي كنيد ايمان داشته باشيد و اگر برای عملی ساختن روياهای خود _
_
دست به تلاش ببريد هركاری امكان پذير و شدنی خواهد بود "
 "
هر قدر بيشتر به دنبال نعمتهای خداوند بگرديد، به همان اندازه بيشتر بدست می آوريد "
 "
شكوفا شدن استعدادهای بالقوه خود را به بخت و اقبال واگذار نكنيد "
 "
خـدايا تـو چگونه زيـسـتـن را به مـن بـياموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت "
 "
من تا بحال فکـر ميکـردم که راه ِ زندگی کـردن را مي آموزم غافـل از اینکه راه ِ مردن را _
 _
می آموخـتم "
 "
انسان با یک دست زندگیش را می سازد و بـا دست دیگـر آنـرا ویـران می کند "
 "
تمام گـناههای آدمی از دو گناه بزرگ منشعب می شوند ، بی صبری و اهمال _
 _
به دلیل بی صبری از بهشت رانده شدند و به دلیل اهمال به آن بازنگشتند "
----------------------------
 "
بـزرگترين آزادی بشر توانايی تصميم گيری و انتخاب نگرشهای خويشتن است "
 "
خود را سرزنش نكنيد، زيرا خود باوري را كاهش مي دهد "
 "
سعی كنيد آن كاری را انجام دهيد كه مي خواهيد، سپس مودبانه ، اما محكم تمام _
 _
خواسته های ديگران را نپذيريد "
 "
اجازه ندهيد كه محروميتهای شما ، مانع استفاده از نعـمتهايتان شوند "
 "
در زمان تنش و فشار عصبی به خاطرات خوش و دوران شيرين زندگيتان فكر كنيد "
 "
هيـچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن ديـر نيست "
 "
اغلب مردم تقريباً به همان اندازه ای شاد هستند كه ذهن خود را برای آن مهيا كرده اند "
 "
مـحرومـيـت استعدادهايی را شكوفـا می سازد كه در خوشيها پوشيده می مانند "
 "
اغلب مشكلات در واقع ناشی از فـقدان تـفكر است "

ارسال در تاريخ جمعه هفتم اردیبهشت 1386 توسط نفیس
 

سال پیش در ازدحام جمعیت..در نمایشگاه کتاب  لبهای سرخ دختری به لباس سپید مردی چسبید....
.
.
.
.
گروهی من جمله من..حسابی خندیدیم!!
و مرد کلافه از شلوغی از همه جا بیخبر!!
به سرنوشت رقت آور مرد در خانه...بسیار اندیشیدم!!

 این موضوع و برا تون نوشتم تا شما تو نمایشگاه کتاب بلوز سفید نپوشید.....
!!!!!!!!! چون
هم شلوغیه مترو هم شلوغیه نمایشگاه کار دستتون میده!

ارسال در تاريخ سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 توسط نفیس

اي خداي بزرگ ، کمکمان کن تا به خاطر بياوريم آن کسي که ديشب در خيابان راه ما را بست ، مادر تنهايي بود که آن روز بعد از نه ساعت کار مي راند که با عجله به طرف خانه اش برود تا شام درست کند ، به درس بچه ها برسد ، رخت ها را بشويد و چند دقيقه با ارزش را کنار فرزندانش بگذراند .

 

اي خداي بزرگ  کمکمان کن تا به خاطر بياوريم آن مرد جوان ژنده پوش و بي تفاوتي که تنش را خالکوبي کرده و بدون اينکه هيچ تغيير مثبتي در زندگي اش بدهد ، شاگرد مدرسه مضطرب نوزده ساله اي بود که همه حواس اش در پي امتحانات نهايي اش بود و مي ترسيد نتواند براي ترم بعد وام تحصيلي بگيرد و مخارج تحصيلاتش را بپردازد .

 

خدايا به يادمان بياور آن آدم بي تفاوتي که هر روز در يک گوشه نشسته و گدايي مي کند ، درحالي که بايد کار کند ، برده اعتياد است که ما فقط مي توانيم آن را در وحشتناک ترين کابوس هاي شبانه مان ببينيم .

 

کمکمان کن تا به خاطر بياوريم آن زوج پيري که آهسته و با زحمت در راهروي فروشگاه (ضمن سد کردن راه ديگران) قدمي مي زنند و از لحظات خود بهترين استفاده را مي برند (اگرچه نتيجه آزمايش هاي هفته قبل زن نشانگر اين بود که آخرين سال خريد مشترک آن دو خواهد بود مي خواهند که اين لحظه هاي آخر را با مزمزه کنند.)

 

اي خداي بزرگ هر روز به يادمان بياور که از ميان همه نعمت هايي که به ما ارزاني داشته اي ، بالاترين آن محبت است ، اگرچه کافي نيست که به عزيزانمان محبت کنيم

خدايا دل هايمان را بگشا ، نه فقط به روي نزديکانمان بلکه به روي همه انسان ها .

ياري مان کن که دير قضاوت کنيم و زود ببخشيم.

ياري مان کن تا شکيبايي ، همدلي و مهرباني کنيم .

 

ارسال در تاريخ دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 توسط نفیس

!آدم عاقل وقتي عاقل است که عاشق باشد و آدم احمق به اين دليل احمق است که خيال مي کند عشق را مي فهمد

به زميني که مارا احاطه کرده است نگاه کن. بيا روي زمين دراز بکشيم و صداي قلب زمين را بشنويم .

من مثل همه هستم با اين تفاوت که به قلبم گوش مي دهم و در مقابل اسرار حيات شگفت زده مي شوم، به معجزه ها باور دارم و همه کارهايم مرا به شوق مي آورد .

جهان هميشه در مبارزه ما براي تحقق روياهايمان به ما کمک مي کند هر چند روياها احمقانه به نظر برسند ، روياهاي ما هستند و فقط خودمان مي دانيم که چه بهاي سنگيني براي داشتن آنها پرداخته ايم.

راز بزرگي در زندگيم نيست. راهم هست که با شايستگي آن را طي مي کنم.

راهم راه کسي است که در جستجوي عشق است .

هر چه بيشتر دوست داشته باشيم به تجربه معنوي نزديک تر مي شويم.

راه معنويت از طريق تجربه روزمره عشق مي گذرد.

راه معنوي چيزي جز عشق نيست.

انسان براي نيکي کردن يا کمک يا حمايت کردن دوست نمي دارد . اگر اين طور باشد ما ديگري را به عنوان شيء تلقي مي کنيم و خود را سخاوتمند و عاقل مي دانيم. اين هيچ ربطي به عشق ندارد.

*** عشق ورزيدن يعني يکي شدن و پيوستن به ديگري و در او جرقه اي از خدا را يافتن.****

سعي کن فقط زندگي کني. به خاطر آوردن سهم پيرهاست.

بدن ما ريتم ماه را دنبال مي کند.

من به مذهب زمين تعلق دارم.

زندگي به من خيلي چيزها آموخت. به من آموخت مي توانم بياموزم.

به آنچه که کودک درون قلب ما مي گويد توجه کنيم. از او شرمگين نشويم. نگذاريم بترسد از تنهايي و از اينکه کسي به حرفهايش گوش نمي دهد. اجازه دهيم که گاهي افسار زندگي ما را به دست بگيرد. اين کودک مي داند هر روز با روز قبل فرق دارد. کاري کنيم که دوباره خود را محبوب ببيند.

عقل آدمي در برابر پروردگارمجنون است. اگر ما به حرف کودکي که در روحمان سکني دارد گوش فرا دهيم ، چشمان ما دوباره درخشيدن آغاز مي کند و تماس ما را با حيات از دست نمي دهد.

ما بخشي از روياي * او * هستيم و * او * مي خواد اين رويا دلنشين باشد.

هر چه بيشتر از طريق ايمان به خدا نزديک تر شويم * او * ساده تر مي شود و * او * هر چه ساده تر باشد حضورش نيرومندتر است.

خدايا به من امکان بده تا از طريق عشق بياموزم ، چون عشق هرگز کسي را از روياهايش دور نکرده است.

 

کتاب :

کنار رودخانه پيدار نشستم و گريستم

پائولو کوئيلو

ارسال در تاريخ یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 توسط نفیس
.......

به دنبال لحظه ای تا چشمان را بر هم گذارم

هیچ نبینم

ای موج تاریکی

بیا که من خشنودم از آمدنت

چون با تو هیچ نخواهم دید و

هیچ کس مرا نیز

- بیا

آخر

آخر هنوز روزنه ای زنده است

بیا و نگذار ببینم آنچه را که دیدنش

چشم را کور

دل را پژمرده

وجدان را شرمنده

سنگ را آب

کوه را بیابان

و یک زن را

                تنها میکند

                بیا.........


عشق نباید مخاطب داشته باشد.عشقی که سوی دیگری  جهت یافته است،
عشق حقیقی نیست.معشوق بودن را بیاموز!
بنابراین مسئله این نیست که مخاطب عشق تو کیست،مسئله تنها این است که دیگران عشق رو در تو بیابند.
**********
آن که اعتماد می کند... مهم نیست که به چه چیزی اعتماد می کند،همین اعتمادحاکی از معصومیت اوست.حتی اگر به دلیل اعتماد،فریب بخورد،مهم نیست،چون ارزش اعتماد بسیارفراترازچنین فریبی است. می توانی همه چیز را از او بگیری ولی اعتماد او را هرگز.
**********
عشق واقعی تنهایی را به یگانگی مبدل می سازد.
اگر دیگری را دوست می داری،اگر می خواهی یاریش کنی،کمک کن تا یگانه شود.
 
نه نباید او را اشباع کنی.تلاش نکن با حضور خود بگونه ای او را کامل کنی.
دیگری را کمک کن تا یگانه شود.چنان سیراب از وجود خودکه نیازی به حضورتو نباشد.
 
*********
اوج عشق آزادی است،آزادی محض و هر پیوند که آزادی را از بین ببرد بی ارزش است.
 
**********
عشق در انتظار زنده است- دردیدارمی میرد و به امری عادی نزول می کند. عشق ،‌فنا شدن نيست ، فدا شدن است

ارسال در تاريخ شنبه یکم اردیبهشت 1386 توسط نفیس
قالب وبلاگ