بخش اول:
1- به نظر شما مهمترين عامل موفقيت در زندگي چيست؟
2- ملاک خوشبختي و موفقيت را در چه مي بينيد؟
3- افکار مذهبي همسرتان و خانواده او، چقدر براي شما اهميت دارد؟
4- چه صفاتي را براي همسر آينده خود لازم مي بينيد؟
5- نظر شما در مورد مراسم عقد و عروسي چيست؟
6- نظر شما در مورد مهريه چيست؟
7- زندگي در شهري ديگر را چگونه مي بينيد؟
8- آيا آمادگي داريد کمبودهاي اقتصادي همسرتان و خانواده او را ناديده بگيريد؟ تا چه حد؟
بخش دوم:
سؤالات مربوط به خانواده همسر
1- از نظر اجتماعي، خانواده شما چه ايده هايي دارند؟(مثلاً در مورد جامعه، مردم، مشکلات و...)
2- سطح فرهنگي و طرز تفکر خانواده خود را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
3- خانواده شما چقدر مذهبي هستند؟
4- خانواده شما سنتي هستند يا متجدد و يا معمولي؟
5- خانواده شما شاد و پر جنب و جوش هستند يا ساکت و آرام؟
6- خانواده شما مرد سالار است يا زن سالار يا شايسته سالار؟
بخش سوم:
سؤالات مربوط به مسائل اقتصادي
1- انتظارات اقتصادي شما از همسرتان تا چه اندازه است؟
2- نظر شما در مورد کار کردن همسرتان در خارج از منزل چيست؟
3- چه کاري را براي اشتغال انتخاب خواهيد کرد؟
4- تصور شما از صرفه جويي چيست؟
5- چقدر معتقد به صرفه جويي و قناعت در منزل هستيد؟
6- شما مايليد همسر شما در خريد لوازم زندگي، چه مسائلي را رعايت نمايد؟
بخش چهارم:
سوالات مربوط به مسائل فرهنگي
1- تحصيلات شما چقدر است؟
2- آيا قصد ادامه تحصيل داريد يا خير؟ در چه رشته اي و از چه طريقي و در کجا؟
3- در طول سال چند کتاب غير درسي مطالعه ميکنيد؟
4- مطالعات شما اغلب در چه زمينه هايي بوده است؟
5- بهترين کتابهايي که تاکنون خوانده ايد را اگر ممکن است نام ببريد؟
6- معمولاً چه نشرياتي را مطالعه مي کنيد؟
7- اگر ممکن است چند نفر از شخصيتهاي مورد نظر و احترامتان[ شخصيتهاي فرهنگي، مذهبي، هنري، سياسي و...] را نام ببريد و دليل محترم بودن آنها نزد شما چيست؟ بخش پنجم:
سؤالات مربوط به مسائل روحي و عاطفي
1- از چه نوع افرادي احساس انزجار و ناراحتي مي کنيد؟ چرا؟
2- اجتماعي بودن در نظر شما يعني چه؟
3- خودتان را تا چه اندازه اي اجتماعي مي دانيد؟
4- در اصلاح ديگران چگونه عمل مي کنيد و نوع واکنشهاي شما در مقابل مشکلات چگونه است؟
5- چقدر خود را خونسرد مي دانيد؟
6- منطقي بودن را چه مي دانيد؟
7- چقدر در زندگي خود را منطقي ميدانيد؟
8- واقع گرا هستيد يا احساساتي؟
9- بيشتر تأثير گذاريد يا تأثير پذير؟ به چه ميزان؟
10- چه چيزهايي موجب ناراحتي و عصبانيت شما مي شود؟
11- در مواقع عصبانيت چه مي کنيد؟
12- دروغ گفتن را در چه مواردي جايز مي دانيد؟
13- در چه مسائلي سختگير هستيد؟
14- آيا انتقاد پذير هستيد؟در مقابل انتقاد چه عکس العملي از خود نشان مي دهيد؟
15- چگونه از ديگران انتقاد مي کنيد؟
16- در اکثر اوقات شاد هستيد يا افسرده؟
17- در زندگي چگونه تصميم مي گيريد؟ تا چه اندازه قدرت تصميم گيري داريد؟
18- در مسائل اساسي زندگي شخصيتان، خودتان تصميم مي گيريد يا خانواده تان؟
بخش ششم:
سؤالات مربوط به مسائل مذهبي
1- اعتقادتان به خدا چگونه است؟ آيا اين اعتقاد توانسته شما را از گناه باز دارد؟
2- آشنايي شما با مسائل و دستورات مذهبي چقدر است؟
3- آيا مايل هستيد همسر شما تمايلات مذهبي داشته باشد يا خير؟
4- رعايت حجاب را تا چه اندازه ضروري مي دانيد؟ تا چه حد آن را رعايت مي کنيد؟دليل آن چيست؟
5- چقدر با قرآن آشنا هستيد؟
بخش هفتم:
سؤالات مربوط به روابط خانوادگي
1- ميزان دلبستگي شما به پدر و مادرتان تا چه حد است؟
2- پدر و مادر شما چگونه با شما برخورد مي کنند؟
3- چقدر در فاميل و خانواده محبوبيت داريد؟ دليل آن چيست؟
4- عکس العمل والدين شما در مقابل شکستهاي شما در زندگي چگونه است؟
بخش هشتم:
اساسي ترين سؤالات خواستگاري
1- چه توقعاتي از زندگي آينده خود داريد؟
2- چه توقعاتي از همسر آينده خود داريد؟
3- آرزوهاي بزرگ شما چيست؟
4- مشکلات را چگونه و تا چه حد تحمل مي کنيد؟
**************************
برخي سؤالات نيز هست که بهتر است به صورت غير مستقيم پرسيده شوند، مثلاً در مورد اطلاع از وجود بيماري خاص در طرف مقابل بگوييد:
" من از نظر سلامتي روحي و جسمي مشکلي ندارم، شما چطور؟
1- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار میشدی بلکه از تو خواهد پرسید چند نفر را که وسیله نداشتندبه مقصد رساندی ؟![]()
2-خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چند متر بود بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی ؟![]()
3 -خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی ؟ ![]()
4-خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی ؟ ![]()
5-خداوند از تو نخواهد پرسید که عنوان و مقام شغلی تو چه بود بلکه از تو خواهد پرسید آن را به بهترین نحو انجام دادی ؟![]()
6-خداوند از تو نخواهد پرسید که چه تعداد دوست داشتی بلکه از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی ؟ ![]()
7-خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار میکردی ؟ ![]()
8-خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جستجوی رستگاری بپردازی بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم به عمارت بهشتی خود خواهد برد ؟![]()
9-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسید چگونه انسانی بودی ؟![]()
10-خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این نوشته را برای دوستانت نخواندی بلکه خواهد پرسید چرا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی ؟![]()
کتاب مردم شناسی نوشته ویلیامز داجین کو
|
۱-میری تو یه وب لاگ و میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده ست! ۲-یه فایل ZIP دانلود میکنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش هستند! ۳-تو جستجو گر عکس گوگل کلمه کرگدن رو تایپ می کنی عکس خودت رو پیدا میکنی! ۴-بعد از کلی کار و خستگی میای تو نت میبینی یاهو و گوگل رو هم فیلترکردن! ۵-داری واسه استادت ایمیل میزنی( جون ننت نمره بده بابا) و کلی واسش خالی بستی یهو اکانتت تموم میشه! ۶-میری تو یه سایت و اینقدر دنبال یه لینک میگردی که مخت هنگ میکنه! ۷-سایتت رو با هزار بدبختی توی گوگل ثبت میکنی وقت جستجو میفته صفحه 400! ۸-بازم میری تو کافی نت دانشگاه و داری یواشکی یه سایت بالای 18 میبنی ولی یه دفعه کامپیوتر هنگ میکنه و همون موقع دخترای همکلاسیت میانبالا سرت!(این قضیه بر عکسش هم اتفاق بيفته جالبه!) ۹-سه ساعت داشتی یه فایل رو دانلود میکردی وقتی به 99% میرسه کامپیوتر RESET میشه! ۱۰-رو لینک فقط بالای 18 سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ!!! ۱۱-10 ساعت با کارت شبکه هوشمند دقیقه ای 5 تومن تو چت رو مخ یه نفر کار میکنی و بعدش که عکسش رو میبینی.........! ۱۲-کلی سایت های بالای 18 میری و یادت میره HISTORY رو پاک کنی فرداش همشون رو بابات میفهمه! ۱۳-توی YAHOO 360 حدود 600 تا دختر تو لیستت باشه اما هیچکدومشون بهت پا ندن! |
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره .
اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني![]()
ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست ![]()
چه فكر خوبي !
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .![]()
بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده ![]()
زنم منو درك نميكنه !
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده .![]()
ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد![]()
من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم .
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده![]()
دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه.
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني ![]()
كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي!
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم ![]()
چه جالب!
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني ![]()
عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره !!
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم
اين واقعا" فيلم خوبيه !
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه ![]()
اين يه كار زنونه است!!
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است ![]()
با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه
تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم!
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته ![]()
من براي اين كارم دليل دارم !!
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم
منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟
دلم برات تنگ شده!!
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و...![]()
ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم!!
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند ![]()

برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.
برج ثور (اردیبهشت)
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...
برج جوزا (خرداد)
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.
برج سرطان (تیر)
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...
برج اسد (مرداد)
بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.
برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید
برج میزان (مهر)
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.
برج قوس (آذر)
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.
برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.
برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.
هر که غذای حلال خورد و مازاد آن را به حاجتمند دهد نوشش باد و هر چه را که با اشتها خوری تو آن را می خوری و هر چه را که بی اشتها خوری او تو را می خورد .
نوشیروان چهار انگشتری بر دست داشت :
اولین انگشتر مخصوص مالیات بود که نگین آن عقیق بود و نقش عدالت در هنگام گرفتن مالیات بر آن نقش بسته بود .
دومین انگشتر مخصوص املاک بود که نگین اش فیروزه بود و نقش آبادی بروی آن نقشه بسته بود .
سومین انگشتر مخصوص مخارج بود که نگین یاقوت سرمه ای داشت که با نقش تامل و صبر مزین شده بود .
چهارمین انگشتر مخصوص برید بود که نیگن اش یاقوت سرخ بود و همچون آتش می درخشید و نقش امید بر روی ان نقش بسته بود .
از نوشیروان پرسیدند گرانقدرترین گنجها که هنگام حاجت سودمند افتد کدام است ؟ وی گفت : نیکی ای که پیش آزادگان سپرده باشی یا دانشی که برای اعقاب واگذاری .
از وی پرسیدند : دراز عمر تر از همه مردم کیست وی گفت : هر که عملش بسیار باشد و یارانش از او ادب آموزد یا نیکی فراوان کرده باشد که اعقابش بدو شرف اندوزند . پس حریصان را به صف مردم امین میارید و دروغگویان را جزو آزادگان مشمار.
مسعودی - مروج الذهب - ذکر شاهان ساسانی
مرداني كه حلقه ازدواجشان را دستشان نميكنند، حس تعهدشان كمتر است
▲حلقه ازدواج، محافظ فرزندان شماست - آذين محبي نژاد

يك حلقه شما را ياد چه مي اندازد؟ ازدواج ، عشق و شايد بشود گفت وفاداري.امروزه در اكثر كشورهاي دنيا اين حلقه البته- اگر در انگشت انگشتري دست چپ باشد-
نماد ازدواج و به دست داشتن آن نشاني از دوام اين رابطه است.اما برخي از متاهل ها به دلايل مختلف اين نماد را هميشه به همراه ندارند.بعضيها به خاطر شغلي كه دارند (شايد جالب نباشد كه نماد عشق آدم دائم توي خمير نان باشد يا بخواهي با آن دستكش جراحي به دست كني يا...)،
بعضيها به خاطر حساسيت پوستي و هزار دليل ديگر.اما اگر قبلا فقط همسرتان حق داشت از شما بخواهد حلقهتان را دست كنيد،حالا يك دليل محكم وجود دارد كه شما به دستور بچه هايتان بايد اين حلقه را به انگشت بيندازيد!
يك روانشناس اجتماعي از دانشگاه آلبرتاي كانادا، ادعا مي كند كساني كه حلقه ازدواجشان را به دست نميكنند در مقايسه با كساني كه آن را هميشه به دست ميكنند،بيشتر بچههايشان را فراموش ميكنند. دكتر اندرو هارل همچنين ميگويد:
دكتر هارل كه مدير يك آزمايشگاه پژوهشي جمعيت شناسي است،براي انجام اين پژوهش تعدادي از والدين و فرزندان را كه در مجموع 862 نفر بودند در 14 فروشگاه بزرگ آلبرتا مخفيانه مورد مطالعه قرار داد و به نتايج جالبي رسيد. او دريافت كه 14 درصد از همراهان بچه ها دست كم يك بار آن قدر از او غافل ميشوند كه بچه از ديد آن ها خارج شده و نزديك به 300 متر دور ميشود و اين فاصله براي پيشگيري از اكثر حوادثي كه ميتواند در كمين كودكان يك تا 7 ساله مورد مطالعه بوده باشد، خيلي زياد است.

نكته جالب ديگر اينكه اين سهل انگاري در مورد پدران جوان، بيشتر از مادران جوان بوده و در حاليكه مردان جوان بدون حلقه 25 درصد مواقع كودكانشان را فراموش مي كردند،اين رقم در مورد زنان جوان بدون حلقه تنها 19 درصد بود.دكتر هارل ميگويد:
وي مي گويد: دكتر هارل نتايج اين تحقيق را در هفدهمين كنفرانس سالانه جمعيت شناسي دانشگاه آلبرتا ارائه كرد،مجمعي كه سال گذشته با نتايج تكان دهنده يك تحقيق ديگر او به شگفت آمده بود.
سال گذشته در همين كنفرانس دكتر هارل اعلام كرد كه بر اساس پژوهش هاي او والدين از كودكان خوشگل بيشتر مراقبت ميكنند! امسال نيز او ادعا كرد كه در اين تحقيق هم كودكان زيبايي كه سن آنها از 3 سال كمتر بود ،بيشتر مورد توجه والدين قرار داشتند. وي همچنين ميگويد از ميان آنهايي كه حلقه ازدواجشان را به دست داشتند، والديني كه خود زيباتر بودند بيشتر به فرزندشان توجه داشتند و
استدلال ميكند شايد والدين زيباتر مشكلات و دغدغه هاي كمتري در مورد زندگي و سلامتشان دارند و به اين ترتيب بهتر ميتوانند به كودكانشان توجه نشان دهند
معمولاً وقتی آقایان می خواهند اودکلن بخرند، یکی از دو کار زیر را انجام می دهند:
1- دنبال همان عطری که از دوران دبیرستان استفاده می کردند خواهند بود.
2- عطری را انتخاب می کنند که در هنگام خرید به نظرشان خوشبو بیاید.
البته راه دوم بسیار بهتر از راه اول به نظر می آید، اما برای انتخاب عطر فقط مهم این نیست که کدام به نظرتان خوشبو بیاید. پوستتان هم مهم است و اینکه آیا با پوست شما سازگاری دارد یا خیر. رایحه هر عطری برای افراد مختلف متفاوت است چرا که این رایحه تا حد زیادی به نوع پوست شما و مواد تشکیل دهنده ی آن عطر بستگی دارد.
برای داشتن انتخاب بهتر متن زیر را مطالعه کنید.
روش تست ادوکلن
ــــــــــــــــــــــــــــــ
قبل از اینکه با اصول سازگاری عطر با پوستتان آشنا شوید، ابتدا برایتان چند نکته برای انتخاب اولیه ادوکلن ذکر می کنیم:
در انتخاب هر ادوکلن سه مرحله وجود دارد. زمانی که در فروشگاه هستید، ادوکلن مورد نظرتان را برداشته و کمی از آن را به عنوان نمونه روی کاغذ تستر بزنید و بو کنید. این اولین مرحله و اولین احساس شما نسبت به رایحه این عطر است.
10 الی 15 دقیقه صبر کنید و بعد دوباره کاغذ را بو کنید. این دومین مرحله است. در این مرحله شما رایحه جدیدی بعد از از بیرون رفتن رایحه اول از بینیتان به مشامتان خواهد خورد.
45 دقیقه تا یک ساعت دیگر صبر کرده و دوباره کاغذ را بو کنید. این مرحله سوم است و در این مرحله شما بویی استشمام خواهید کرد که برای 3 یا 4 ساعت ماندگار خواهد بود. اگر رایحه این عطر در هر سه مرحله مورد پسند شما بود، می توانید آن را انتخاب کنید.
ترکیباتی در ادوکلن ها که باید از آنها پرهیز کرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انواع بسیاری از ادوکلن ها حاوی ترکیباتی مصنوعی هستند. بعضی از انواع متداول این ترکیبات که باعث مشکلات پوستی مثل خارش، جوش، آماس و اگزما و حتی مشکلات تنفسی می شوند شامل انواع زیر هستند:
-
الکل بنزین
-
استات بنزین
-
بنزالدئید
-
لیمونین
-
لینالول
-
آ- پینن
-
استات اتیل
-
استون
متاسفانه، هیچیک از عطرسازها ترکیبات عطرها را روی شیشه آن ذکر نمی کنند. اما شما می توانید فرض کنید که یکی از ترکیبات اصلی همه عطرها الکل اتیل است. این ماده باعث می شود که روغن های عطر به هم آمیخته شود.
چطور بفهمیم عطری با نوع پوستمان سازگاری دارد؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کیفیت ادوکلن و تاثیرگذاری آن، هر دو به مسائل زیادی از جمله رژیم غذایی، محیط، ژنتیک و رفتارها (مثل فشارهاي عصبي ، سيگار کشیدن،...) بستگی دارد. اما یکی از مهمترین فاکتورها نوع پوست شما و درجه رطوبت آن است. هر چه پوست مرطوب تر (یا خشک تر) باشد، ادوکلن رایحه ای قوی تر (یا ضعیف تر) خواهد داشت.
پوست های چرب و مرطوب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
افرادی که پوست هایی با رطوبت و چربی زیاد دارند، فعالیت شیمیایی بدنشان بیشتر است. این چربی اضافی روی سطح پوست می تواند با ادوکلن ترکیب شده و عطر دوام بیشتری پیدا کند. اما این چربی زیاد ممکن است همچنین باعث شود که رایحه ی عطر تغییر کرده و به بویی ناخوشایند تبدیل شود.
برای جلوگیری از این مسئله، در طی روز از مقدار کمتری ادوکلن استفاده کنید یا اینکه از ادوکلن هایی با بویی ضعیف تر یا عطرهایی که کمتر با عطر مشک و بیشتر با عطر میوه ها و گل ها ساخته شده باشد استفاده کنید. ادوکلن هایی که برای فصل تابستان ساخته شده اند برای مردهایی که پوست چرب دارند بهترین نعو به حساب می آید.
ادوکلن های پیشنهادی:
(Fahrenheit Summer ) از (Christian Dior )
(Kouros ) از (Yves Saint Laurent)
(Tommy Jeans) از تامی هیلفیگر (Tommy Hilfiger)
پوستهاي خشك و حساس...
پوست های خشک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادوکلن بسیار سریعتر در پوست های خشک از بین می رود، به همین دلیل باید مقدار بیشتری مورد استفاده قرار گیرد. هرچند، به خاطر وجود ترکیبی مثل الکل اتیل، استفاده زیاد هم ممکن است باعث خشک کردن هر چه بیشتر و خراب کردن پوست شود. مسئله بسیار پیچیده ای است...
با دانستن این مطلب، افرادی که پوست هایی خشک دارند باید دنبال عطر های زمستانی باشند. این ادوکلن ها عطر قوی تری دارند و در هوای خشک و سرد ماندگاری طولانی دارند.
ادوکلن های پیشنهادی:
“California North” و “White Moss از “Acca Kappa”
“Black” از “Kenneth Cole”
پوست های حساس
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بزرگترین خطر برای مردهایی که پوست حساس دارند این است که از ادوکلن های قوی استفاده کنند در حالیکه از سایر محصولات پوستی قوی نیز استفاده می کنند. اگر پوستتان دچار آکنه و کهیر است، بهتر است که ازاستفاده ادوکلن بعد از استفاده از افترشیو و اسپری بدن خودداری کنید، به خاطر اینکه ممکن است باعث آلرژی شود.
افرادی که پوست حساس دارند می توانند از همان قوانین مربوط به پوست های خشک در خرید ادوکلن استفاده کنند، اما بهتر است که ترکیباتی که در این عطرها استفاده می شود همه از مواد طبیعی باشند.
ادوکلن های پیشنهادی:
“Eruptable” از “Volcanic Earth”
“Gents Cologne Balm” و “Polo Blue” از “Ralph Lauren”
چند نکته دیگر
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
برای گرفتن نتیجه مطلوب ادوکلن را به گلو، مچ ها، سینه و اطراف گردنتان بزنید. این قسمت ها بهترین نواحی هستند که عطر بتواند با چربی طبیعی بدن شما مخلوط شود. نکته دیگر اینکه قبل از لباس پوشیدن از عطر به پشت زانوهایتان هم بزنید چون این ناحیه رایحه را به خوبی منتشر می کند. افراد بسیاری عادت دارند که در آخر کار کمی هم از عطر روی لیاسهایشان اسپری کنند، اما این کار منع می شود چون به لباس آسیب می رساند.
و در آخر نکته دیگری اضافه می کنیم و آن این است که هیچ کس نباید تا زمانی که نزدیکتان نشده است رایحه عطرتان را استشمام کند. اگر وارد اتاقی شدید و مردم پشت سر شما بو کشیدند، مشخص است که زیاد از عطرتان استفاده کرده اید. برای اطمینان به هر اندازه که می توانید مقدار کمتری استفاده کنید. خانم ها دوست دارند شما را بو کنند، نه عطر کرستین دیور را!
سعی کنید در انتخاب عطر هم مثل انتخاب صابون یا مرطوب کننده به پوستتان اهمیت دهید و با توجه به نوع پوستی که دارید، ادوکلنتان را تهیه کنید.
-
%55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
-
%38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
-
فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

-
شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
-
به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
-
سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
پیش از خدا حافظی
حافظه ی باران را مرور کنی ؟
و
از میان تمام رویاهایش
سلام ها را به خاطر آوری ؟
نگفته بودم !
واژه ها مقدس اند
احساس می شوند

می ترسند
می تر سانند
و
حادثــــــــــــــه
هیچ وقت خبرت نمی کند؟!
حالا رفته ای
و
من در کوچه های قهوه ای کویری که
سواد خواندن ابر ها را ندارد
تشنه ی قطره ای سلامم
تا بار دیگر
سبز شوم...

دستمال كاغذي به اشک گفت:
«قطره قطره ات طلاست
يك كم از طلاي خود حراج مي كني؟
عاشقم
با من ازدواج مي كني؟»
اشك گفت:
«ازدواج اشك و دستمال كاغذي!
تو چه قدر ساده اي
خوش خيال كاغذي!
توي ازدواج ما
تو مچاله مي شوي
چرك مي شوي و تكه اي زباله مي شوي
پس برو و بي خيال باش
عاشقي كجاست
تو فقط دستمال باش»
![]()
دستمال كاغذي دلش شكست
گوشه اي كنار جعبع اش نشست
گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد
از تن سفيد و نازكش دويد
خون درد
آخرش
دستمال كاغذي مچاله شد
مثل تكه اي زباله شد
او ولي شبيه ديگران نشد
چرك و زشت،مثل اين و آن نشد
رفت اگر چه توي سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال هاي كاغذي فرق داشت
چون كه در دلش
خودش
دانه هاي اشك كاشت.
دوبی که امروزه به شهر آسمانخراش ها، دارای مراکز خريد بزرگ، آپارتمان های فراوان، جزیره های مصنوعی و ماشين های رنگارنگ شهره شده است در ۷۰ سال پيش تنها يک روستا بود؛ روستایی با پنج هزار نفر جمعيت. اين را محمدعلی انصاری، صاحب ایرانی رستوران «استادی» می گويد.
محمد علی انصاری در سال ۱۳۱۹ و زمانی که قحطی ايران را گرفته بود از جنوب ايران به دوبی مهاجرت کرد تا همراه پدرش که در این روستا بقالی خرید، کار کند.
محمد علی انصاری در سال ۱۳۱۹ و زمانی که قحطی ايران را گرفته بود از جنوب ايران به دوبی مهاجرت کرد تا همراه پدرش که در این روستا بقالی خرید، کار کند.
سرنوشت باعث شد تا او ۷۰ سال در اين نقطه ساحلی خلیج فارس ماندگار شود و روز به روز شاهد تغييراتی باشد که از دو دهه پیش تاکنون آن را به یکی از قطب های تجاری در دنیا تبدیل کرده است.
او از ۳۰ سال پيش رستوران استادی را در اين شهر باز کرده است که «کباب ماستی با پلو» آن يکی از پر طرفدارترين غذاهای دوبی است.
کباب استادی نه تنها دوستداران فراوانی بين مردم دوبی دارد، بلکه اصحاب رسانه و روزنامه نگاران اين شهر را نيز، بارها به اين پاتوق کشانده است.
ديوارهای اين رستوران پر است از تکه روزنامه های انگليسی و عربی که شامل عکس و گزارش از آقای انصاری و خاطرات او از دوبی قديم می شود.
نکته جالب ديگر اينکه کارگران اين رستوران به چهار زبان صحبت می کنند. انگليسی، فارسی، عربی و هندی «اردو» و تا حدودی هم روسی. تنوع مشتری ها باعث شده است که به مرور زمان اين کارگران همه اين زبان ها را ياد بگيرند.
اما دليل ديگر شهرت اين رستوران ميزهای آن است. زير شيشه هر ميز تعداد زيادی اسکناس قديمی است که ناخودآگاه بيننده را به ياد گذشته می اندازد.
محمد علی انصاری درباره آن روزهای دوبی که تصوير خيلی روشنی از آن در دست نيست و علت مهاجرت خود به این نقطه می گوید:
محمد علی انصاری: جنگ جهانی دوم بود و قحطی مملکت را فراگرفته بود، نان گير نمی آمد. برای ما که در جنوب ايران زندگی می کرديم در واقع تنها جا برای فرار از گرسنگی همين دوبی بود. ولله از سر بدبختی آمديم اينجا و اينجا هم خيلی بدبختی کشيديم.
چطور خودتان را به اينجا رسانديد ؟
از شهر خودمان «گراش» در جنوب ايران ۱۴روز پياده آمديم تا رسيديم به چارک. بعد از چند روز، يک کشتی بادبانی آمد و ما ۲۰ نفر را سوار کرد. اصلا باد نمی آمد و سرعت حرکت کشتی خيلی کم بود و همين شد که هفت روز طول کشيد تا رسيديم به جزيره ابوموسی و از آنجا چهار روز توی راه بوديم تا به دوبی رسيديم.
کباب استادی نه تنها دوستداران فراوانی بين مردم دوبی دارد، بلکه اصحاب رسانه و روزنامه نگاران اين شهر را نيز، بارها به اين پاتوق کشانده است.
آقای انصاری در آن زمان به چه کاری مشغول شديد؟
بابای خدا بيامرزم يک بقالی کوچک را با ۹۰ روپيه خريد. اون موقع دوبی پول رسمی نداشت و از روپيه هندی در اينجا استفاده می شد. هر روپيه هم يک تومان خودمان ارزش داشت. يعنی ما با ۹۰ تومان در اينجا صاحب مغازه شديم.
من بچه بودم و می رفتم توی محله های اينجا از خانواده هايی که مرغ داشتند، تخم مرغ هاشون رو می خریدم و می آوردم توی مغازه برای فروش. يا مثلا نون خرمايی درست می کردیم و چند تا می زاشتیم روی سرمون و می بردیم به مردم می فروختیم.
اون روزها با شتر از عمان مواد غذايی به دوبی می رسید و توسط الاغ در بين مردم پخش می شد. حالا هواپيماهای سوپر جامبو از اون سر دنيا گوشت و مرغ می آورند برای رستوران مک دونالد. سخته باور کردنش.
آن موقع هر چاهی را که می کندیم فقط يکی دو روز آب داشت و هميشه آب کدر رنگ می خورديم، امروز دستگاه های پيشرفته آب شور دريا را با سرعتی باور نکردنی تصفيه می کنند تا دو ميليون نفر جمعيت شهر مشکلی نداشته باشند.
شما آن روزها را ديده ايد و اين روزها را هم می بینید. به نظرتان دليل پيشرفت دبی چيست؟
ایرانی ها از همون اول تاثير زيادی در آباد کردن دوبی داشتند. پس از کشف حجاب توسط رضا شاه يک سری ايرانی فرار کردند اومدند دوبی و کلی سرمايه با خودشون آوردند.
بعد از اون، مسئله جنگ جهانی پيش اومد و يک سری ديگه اومدند اينجا. بعدش هم که مشکلاتی در بندر لنگه خودمان بوجود آمد که باعث رونق گرفتن بندر دوبی شد. قبل از اون، کشتی ها کمتر اینجا می آمدند و همه می رفتند بندر لنگه.
خب همين شد که پايه دوبی گذاشته شد. سال ۱۹۴۰ که من اومدم اينجا، جمعيت اینجا پنج هزار نفر هم نبود که اون هم حداقل سی چهل درصدش ايرانی بودند. بابا ديگه بيشتر از اين می خواهيد که آثار تاریخی فعلی دوبی مال ايرانی هاست. محله بستکيه همين بغل خودمون رو ايرانی هايی ساختند که از شهر بستک در جنوب کشور خودمون اومده بودند و حالا شده دهکده ميراث فرهنگی دوبی.
70 سال پيش که آمديد اینجا دوبی ، يک بندر کوچک بود و الان ابر شهری تجاری است با بلندترين و گرانترين برج های دنيا. با ديدن اين مناظر چه احساسی به شما دست می دهد؟
انگار دارم خواب می بینم، هنوز هم باورم نميشه. خيلی خوب يادم هست اولين هواپيمايی که اومد اينجا روی آب خور- رودخانه- فرود اومد، چونکه در اون زمان فرودگاهی وجود نداشت ولی حالا آسمون اين شهر حتی يک دقيقه هم خالی نيست و دوبی يکی از شلوغترين فرودگاه های دنيا رو داره.
يا مثلا زمانی اينجا فقط يک دونه ماشين وجود داشت که مال شيخ راشد حاکم اون زمان دوبی بود ولی حالا ۸۰۰ هزار ماشين در اين شهر هست و اين قدر ماشين های لوکس و آخرين مدل ريخته اينجا که ديگه حتی مرسدس بنز هم کلاس نداره و مردم می رند کلی پول خرج می کنند تا شماره پلاک رند برای ماشينشون بخرند.
ما


خیلی دلگیرم..خیلی!!!!!!!! فقط همین!
این شعر از فروغ رو به خاطر خودم اینجا مینویسم!چقدر این زن رو دوست دارم...![]()

نگه دگر به سوي من چه مي كني، چو در بر رقيب نسشته اي
به حيرتم كه بعد از آن فريبها ، تو هم پي فريب من نشسته اي
به چشم خويش ديدم آنشب اي خدا، كه جام خود به جام ديگري زدي
چو فال حافظ آن ميانه باز شد، تو فال خود به نام ديگري زدي
برو برو به سوي او مرا چه غم، تو آفتابي، او زمين ، من آسمان
بر او بتاب، زانكه من نشسته ام به ناز روي شانه ستارگان
بر او بتاب، زانكه گريه مي كند در اين ميانه قلب من به حال او
كمال عشق باشد اين گذشتنها، دل تو مال من؛ تن تو مال او
تو كه مرا به پرده ها كشيده اي ، چگونه ره نبرده اي به زار من
گذشتم از تن تو ، زانكه در جهان تني نبود مقصد نياز من
اگر به سويت اين چنين دويده ام، به عشق عاشقم نه بر وصال تو
به ظلمت شبان بي فروغ من ، خيال عشق خوشتر از خيال تو
كنون كه در كنار او نشسته اي ، تو و شراب و دولت وصال او
گذشت و رفت و آن فسانه كهنه شد، تن تو ماند و عشق بي زوال او
فروغ فرخزاد
امروز تصميم دارم توي اين مطلب يك سري مطالب كوتاه اما خوندني رو كه از كتابهاي مختلف تاريخي جمع آوري كردم و همگي در مورد تاريخ كشور عزيزمون ايران هستند رو براتون بزارم.
اميدوارم مورد توجهتون قرار بگيره.
.jpg)
◄
( يعقوب ليث/ باستاني پاريزي)
◄ شاه عباس کبير،پدر ملت
آنچه پيترو دلاواله ( جهانگردي ايتاليايي كه پنج سال در ايران به سر برده و با شاه عباس مصاحب بوده است) درباره اين پادشاه مي نويسد: "...شاه عباس تنها بر ملت خود حكومت نمي كند. بلكه براي مردم ايران به منزله سرپرست و پدري مهربان است. نه تنها به رعاياي خود زمين و احشام مي بخشد؛ بلكه به هركه نيازمند باشد پول كافي مي دهد .... غلامان و خدمتگزارن خود را از خزانه خويش زن مي دهد و به آموختن هنري كه زندگاني ايشان را به كار آيد تشويق مي كند. به گمان من هيچ پدر خانواده اي به مهرباني اين پادشاه كه چندين ميليون نفوس را اداره مي كند ؛ در عالم نيست. البته رفتار ملاطفت آميز او با رعاياي عيسويش براي دين ما عيسويان مفيد نيست؛ زيرا بسياري از عيسويان فريفته مهرباني و نيك رفتاري ظاهري (!!) او مي شوند و مذهب خود را به پول مي فروشند..."
اينم از خودم در ادامه مطلب بالا:
يكي از بزرگترين اقدامات شاه عباس احتمالا باب كردن زيارت مرقد امام هشتم بود تا از حيف و ميل پولهايي كه ايرانيان صرف مكه رفتن مي كردند جلوگيري كند و پولهاي بي زبان لااقل در داخل كشور خرج شود.حديث هاي آنچناني در باب استحباب زيارت و وجوب بهشت بر زيارت كنندگان هم در اين دوره ايجاد شده است.انصافا اين سياستي مهم بوده است .

◄ پروفسور حسابي...!
روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
◄ احترام به پدر
شاپور اول؛ شاهنشاه ساساني سه سال نخست پادشاهي خود را بدون تخت و تاج گذرانيد: پدرش اردشير بابكان - كه پادشاهي را به پسرش واگذاشته؛ خود عزلت گرفته بود- زنده بود و شاپور به احترام نام پدرش ؛ در اين سه سال تاجگذاري نكرد.(241-224)
(تاريخ مردم ايران/زرين کوب)
◄ زماني مهدي بيگ شقاقي در وصف آغامحمدخان قاجار يك رباعي گفته بود كه:
نه جود ترا كه وصف عاليت كنم
نه فهم تو را كه حرف ؛حاليت كنم
نه ريش تو را كه ريشخندت سازم
نه خا.. تو را كه خا.. ماليت كنم
دستور توقيف مهدي بيگ خيلي سريع صادر شد و او به حرم عبدالعظيم پناه برد و بست نشست. البته كسي را گستاخي آن نبود كه متعرض بست نشيني شاعر شود؛ ولي آغامحمد خان گروهي را گمارد تا به محض خروج مهدي بيگ او را دستگير كنند. شاعر بينوا در بست ماند تا زماني كه جسد آغامحمد خان را از تفليس به ري آورده؛ طواف دادند. آنگاه از بست خارج شد.
( كلاه گوشه نوشين روان/ باستاني پاريزي)
◄ بوران ( دختر حسن بن سهل) با مامون عباسي ازدواج كرد. در شب عروسي او ؛ مادربزرگ او در طبقي تكه هاي موم را به شكل مرواريد ساخته درون هريك كاغذي قرار داده بود ؛ بر كاغذ نام روستايي نوشته. زماني كه مامون به ميان سراي عروس رسيد؛ اين طبق را به پاي مامون ريختند و از اطرافيان مامون هركه مرواريدي به چنگ آورد؛ قباله روستاي ياد شده در كاغذ درون موم -مرواريد را به او فرستادند.
( تاريخ ايران/ زرين كوب)
◄ زماني كه سرتيپ آزموده در محاكمه مصدق گفت " آدمي چون مصدق كه از صداي تفنگ مي ترسد و خدمت نظام انجام نداده است؛ چه دليل داشته كه سمت وزير دفاع را اشغال كند؟" مصدق جواب داد: " توهين نكن آقا! نه تنها از صداي تفنگ نمي ترسم؛ بلكه يك دولول دارم و حتي در احمدآباد يك كبوتر هم با آن زده ام و حالا هم اگر تفنگ بدهيد از اين نظاميهاي شما بهتر مي توانم به هدف بزنم."
(مصدق در محكمه نظامي/ جليل بزرگمهر)
◄ در جنگ ايران و ليدي ( كورش كبير و كرزوس) در سخت ترين موقعيت؛ زماني كه پارسيها در اثر حملات مصريها ( كه جوشن پوش بودند) عقبنشيني آغاز كردند؛ كورش ملول شد و از پشت سر دشمن به سپاه مصريهاي حاضر در سپاه كرزوس حمله برد. اين حركت موفقيت آميز درآمد ولي در اين بين؛ يكي از مصريها كه لگدكوب اسب كورش شده بود؛ شمشير خود را به شكم اسب فرو برد و كورش از اسب افتاد؛ در حالي كه توسط دشمن شناخته شده بود. در اين وانفسا؛ يك سرباز ايراني ( از گارد كورش) از سر جان برخاست و از اسب پياده شد و كورش را بر اسب خود نشانيد. كورش سوار شد و چند تن ديگر نيز رسيدند و مصريان را عقب راندند. سپاه ليدي در هم شكست و سارد تصرف شد. آن سرباز به راستي گمنام نيز كشته شد.
(ايران باستان/ پيرنيا)
◄ درستکاري سربازان شاه عباس
از سفرنامه پيترو دلاواله:
"...سربازان شاه (عباس كبير) به حدي درستكار و خوشرفتارند كه مردم دهكده هاي ايران بر خلاف رعاياي كشورهاي اروپا؛ هنگام لشگركشي از پيش ايشان نمي گريزند. بلكه بر خلاف؛ براي سپاهيان خوراكيها و هداياي گوناگون مي آورند و با كمال گشاده رويي و خرسندي نصرت و پيروزي ايشان را از خدا مي خواهند. زيرا مي دانند كه سربازان شاه يغماگر نيستند و از ايشان به هيچكس آزار و مزاحمتي نخواهد رسيد. من به چشم خود ديدم كه در بيابانها و راههاي خلوت؛ سربازان از رعايا ميوه و چيزهاي ديگر مي خريدند و هيچيك تخطي به اموال مردم نمي كرد."
◄ ؟؟؟
در سال 910 هجري قمري؛ هنگامي كه شاه اسماعيل بهادر سرسلسله صفوي در يزد بود؛ از سلطان حسين ميرزاي بايقرا نامه اي به او رسيد كه فتح عراق و فارس و كرمان را به شاه تبريك گفته بود. در اين نامه سلطان تيموري او را به جاي شاه اسماعيل؛ ميرزا اسماعيل ( چنانچه در خاندان تيموري رسم بود) خطاب كرده بود. پادشاه صفوي اين خطاب را توهيني به خود شمرد و به اين بهانه به شهر طبس ( كه در حوزه حكومتي سلطان حسين بايقرا بود) تاخت و هفت هزار تن از مردم آنجا را به جرم سني بودن از دم تيغ گذرانيد.
زندگاني شاه عباس اول/ نصرالله فلسفي



























سال نو تون مبارک 
