در زمین عشقی نیست كه زمینت نزند...
آسمان را دریاب........![]()
شوق بازآمدن سوي توام هست
اما
تلخي سرد كدورت در تو
پاي پوينده ي راهم بسته
ابر خاكستري بي باران
راه بر مرغ نگاهم بسته
واي ، باران
باران ؛
شيشه ي پنجره را باران شست
از دل من اما
چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟
...
رفته اي اينك و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تو اند
در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد
رفته اي اينك ، اما آيا
باز برمي گردي ؟
چه تمناي محالي دارم
و چه اميد عظيمي به عبث انجاميد
در ميان من و تو فاصله هاست
گاه مي انديشم
مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري
تو توانايي بخشش داري
دستهاي تو توانايي آن را دارد
كه مرازندگاني بخشد
چشمهاي تو به من مي بخشد
شور عشق و مستي
و تو چون مصرع شعري زيبا
سطر برجسته اي از زندگي من هستي
...
تو به اندازه ي تنهايي من خوشبختي
من به اندازه ي زيبايي تو غمگينم
چه اميد عبثي
من چه دارم كه تو را در خور ؟
هيچ
من چه دارم كه سزاوار تو ؟
هيچ
تو همه هستي من ، هستي من
تو همه زندگي من هستي
تو چه داري ؟
همه چيز
تو چه كم داري ؟
هيچ
آرزو می کردم
که تو خواننده شعرم باشی
راستی شعر مرا می خوانی؟
نه، دریغا،هرگز
باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی
کاشکی شعر مرا می خواندی
"حمید مصدق"

21 different ways to say " I love you "
فارسي Farsi (Persian) : Doostat daram
ارمني Armanian : Siroum em kez
عربي Arabian : Enniee ohebboka
برزيلي Brazilian : Eu te ama
چيني Chinese : Mi tuzya var prem karata
کانادايي Canadian : Naanu ninnanu preethisuthene
دانمارکي Denmark : Jeg eloker dig
انگليسي English : I love you
فرانسوي French : Je t,aime
يوناني yreek : S,ayapa phila su
آلماني Jermanic : Ich liebe dick
هلندي Hollan : Ik hou van jou
ايتاليايي Italiann : Ti ama
هندي Indian : Mai tujhe pyaar kartha ha
ايرلندي Irish : Ta gra agam art
پرتغالي Portuguese : Ama _te
روسي Russian : ya vas liubli
سوئدي Suedish : Jag a iskar dig
سوئسيسي Suiss : Ch,ha diga rn
اسپانيايي Spanish : Te quiera
ترکي Torkish : Seni seriya rum
برگشتم...خیلی غمگین..اما کمی احساس شادی میکنم.برای داشتن بعضی چیزها همیشه باید یک سری از چیزهای دیگر را از دست داد این قانون را خوب بلدم...اما تلخی آن ، بغض سختی برایم شده باز هم تحملم کنید
باز هم از فروغ....این روزها شعرش آرامم میکند:
فردا اگر ز راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو می ماندم
من تا ابد ترانهء عشقم را
در آفتاب عشق تو می خواندم
در پشت شیشه های اتاق تو
آن شب نگاه سرد سیاهی داشت
دالان دیدگان تو در ظلمت
گوئی به عمق روح تو راهی داشت
لغزیده بود در مه آئینه
تصویر ما شکسته و بی آهنگ
موی تو رنگ ساقهء گندم بود
موهای من ، خمیده و قیری رنگ
رازی درون سینهء من می سوخت
می خواستم که با تو سخن گوید
اما صدایم از گره کوته بود
در سایه، بوته هیچ نمی روید !
زآنجا نگاه خستهء من پر زد
آشفته گرد پیکر من چرخید
در چارچوب قاب طلائی رنگ
چشم (( مسیح)) بر غم من خندید
دیدم اتاق درهم و مغشوش است
در پای من کتاب تو افتاده
سنجاق های گیسوی من آن جا
بر روی تختخواب تو افتاده
از خانهء بلوری ماهی ها
دیگر صدای آب نمی آید
فکر چه بود گربهء پیر تو
کو را به ديده خواب نمی آمد
بار دگر نگاه پریشانم
برگشت لال و خسته به سوی تو
می خواستم که با تو سخن گوید
اما خموش ماند به روی تو
آنگه ستارگان سپید اشک
سوسو زدند در شب مژگانم
دیدم که دست های تو چون ابری
آمد به سوی صورت حیرانم

دیدم که بال گرم نفس هایت
سائیده شد به گردن سرد من
گوئی نسیم گمشده ای پیچید
در بوته های وحشی درد من
دستی درون سینهء من می ریخت
سرب سکوت و دانهء خاموشی
من خسته زین کشاکش دردآلود
رفتم به سوی شهر فراموشی
بردم ز یاد اندوه فردا را
گفتم سفر فسانهء تلخی بود
ناگه به روی زندگیم گسترد
آن لحظهء طلائی عطرآلود
آن شب من از لبان تو نوشیدم
آوازهای شاد طبیعت را
آن شب به کام عشق من افشاندی
ز آن بوسه قطرهء ابدیت را

سرابی بودی از آغاز ، نه یک فانوسِ یلداسوز !
از انکار تو میآیم ! رفیقِ نارفیقیها !
شکستنهای بیوقفه : تمامِ سهم من از ما !
مرا اینگونه در برزخ ، رها کردی به آ سانی !
نه همدستی ، نه همپایی ، منُ این بغض پنهانی !
سکوت من در انکاره ، تماشایم غریوی بود !
و تندیسِ تو ویران شد ! به دست عاشقی بُتساز !
چه ساده باورت کردم ! دروغین بودی از آغاز !
مرا در سایهها بُردی ، تو اِی خورشیدکِ ناپاک !
سرت در حلقهیی از نور ، دلت در چنگ اهریمن !
بمان در اوجِ این درّه ، در این معبد بمان بیمن !
تو را هرگز کسی جز من ، دخیلی بر نمیبندد !
به این عاشقترین عاشق ، کسی جُز تو نمیخندد !
سکوت من در انکاره ، تماشایم غریوی بود !
و تندیسِ تو ویران شد ! به دست عاشقی بُتساز !
چه ساده باورت کردم ! دروغین بودی از آغاز !

برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.
برج ثور (اردیبهشت)
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...
برج جوزا (خرداد)
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.
برج سرطان (تیر)
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...
برج اسد (مرداد)
بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.
برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید
برج میزان (مهر)
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.
برج قوس (آذر)
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.
برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.
برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.
-
%55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
-
%38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
-
فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

-
شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
-
به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
-
سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند.ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...
براي ازدواجش ــ در هر سني ـاجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي
به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد.
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد ميشود؛عاشق مي شود؛مادر مي شود؛پير مي شودو ميميرد
وقرن هاست كه او؛
عشق مي كارد و كينه درو مي كند

چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان
جواني بر باد رفته اش را مي بيند
و در قدم هاي لرزان مردش؛گام هاي شتابزده جواني براي رفتن
و درد هاي منقطع قلب مرد؛سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده
و پيري مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.

برای اینکه یک مرد بتونه یک زن رو خوشحال کنه، تنها باید:
1- یک دوست باشید
2- یک همدم باشد
3- یک عاشق باشید
4- یک برادر باشید
5- یک پدر باشید
6- یک استاد باشید
7- یک آشپز باشید
8- یک برق کار باشید
9- یک نجار باشید
10- یک لوله کش باشید
11- یک مکانیک باشید
12- یک دکوراتور باشید
13- یک متخصص مد باشید
14- یک روانشناس باشید
15- یک حشره کش باشید
16- یک التیام بخش باشید
17- یک شنونده خوب باشید
18- خیلی تمیز باشید
19- دلسوز باشید
18- ورزشکار باشید
19- صمیمی باشید
20- شجاع باشید
21- خلاق باشید
22- با ملاحظه باشید
23- محتاط باشید
24- بلند همت باشید
25- مستعد باشید
26- با جرات باشید
27- مصمم باشید
28- راستگو باشید
29- مورد اعتماد باشید
30- احساساتی باشید
بدون اینکه فراموش کنید که:
31- ازش به بطور مرتب تعریف کنید
32- عاشق خرید باشید
33- درستکار باشید
34- پولدار باشید
35- بهش استرس وارد نکنی
36- به دخترهای دیگه نگاه نکنی
و در همون لحظه باید:
37- کلی بهش توجه کنی، ولی به خود نه
38- بهش زمان زیادی بدی، مخصوصاً برای خودش
39- بهش فضای زیادی بدی، بدون اینکه نگران باشی که کجا میره
و این خیلی مهم که:
40- هیچ وقت فراموش نکنی:
* تولدش
* سالگرد ازدواج
* قول و قرارهایی که اون میزاره
چگونه یک مرد را خوشحال کنیم:
فقط راحتش بزار!
برای دلتنگی های خودم......
ياد بگذشته به دل ماند و دريغ، نيست ياري كه مرا ياد كند
ديده ام خيره به ره ماند و نداد، نامه اي تا دل من شاد كند
خود ندانستم چه خطائي كردم، كه ز من رشته الفت بگسست
در دلش جائي اگر بود مرا، پس چرا ديده ز ديدارم بست
هر كجا مي نگرم؛ باز هم اوست، كه به چشمان ترم خيره شده
درد عشقست كه با حسرت و سوز، بر دل پر شررم چيره شده
گفتم از ديده چو دورش سازم، بيگمان زودتر از دل برود
مرگ بايد كه مرا دريابد، ورنه درديست كه مشكل بروم
تا لبي بر لب من مي لغزد، ميكشم آه كه كاش اين او بود
كاش اين لب كه مرا مي بوسيد، لب سوزنده آن بدخو بود
ميكشندم چو در آغوش به مهر، پرسم از خود كه چه شد آغوشش
چه شد آن آتش سوزنده كه بود، شعله ور در نفس خاموشش
شعر گفتم كه ز دل بردارم، بار سنگين غم عشقش را
شعر خود جلوه ئي از رويش شد، با كه گويم ستم عشقش را
مادر ؛ اين شانه ز مويم بردار، سرمه را پاك كن از چشمانم
بكن اين پيرهنم را از تن، زندگي نيست به جز زندانم
تا دو چشمش به رخم حيران نيست،به چكار آيد اين زيبائي
بشكن اين آينه را اي مادر، حاصلم چيست ز خودآرائي
در ببنديد و بگوئيد كه من، جز او از همه كس بگسستم
كس اگر گفت : چرا؟ باكم نيست، فاش گوئيد كه عاشق هستم
قاصدي آمد اگر از ره دور، زود پرسيد كه پيغام از كيست
گر از او نيست، بگوئيد آن زن ديرگاهيست ، در اين منزل نيست
هرجا از عاشقی بپرسید : "عشق چیست؟",
تنها به زخمهای خود اشاره میکند !!
:"عشق, ترجمه زخم است؛
عشق, حاشیه انسان بر کتاب آفرینش است؛
عشق, پاسخ مبهم انسان به ابدیت است؛
عشق, جوابیه خدا به شیطان است؛
عشق, انفاکتوس تدریجی محبت است؛
عشق, سرطان دوست داشتن است؛
عشق, خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوقست؛
عشق, پیغامیست که پرستوها به سرزمینهای دیگر میبرند؛
عشق, لک لکیست که روی درخت خاطرات ما لانه دارد؛
عشق, چهارده سالگی تحیر ماست؛
عشق, اولین آهیست که در آینه کشیده ایم؛
عشق, همان حالتیست که مارا به موزه میبرد؛
عشق, همان فعل و انفعالیست که در برابر گل سرخ به ما دست میدهد؛
عشق, همه آغوشهائیست که انسانها بر یکدیگر گشوده اند؛
عشق, حاصلضرب همه تندیسهای الهی در نگاه ماست؛
عشق, دل ماست تقسیم بر همه زیبائیها؛
عشق, محلیست که دوست داریم از آن عبور کنیم؛
عشق, دوچرخه ایست که باآن از جاده های کوهستانی ییلاق گذشتیم؛
عشق, اولین کت وشلوارما در شب خودآگاهیست؛
عشق, اولین حقوق ما ازباجه معرفت است؛
عشق, عقد دائمی ما با غربت است؛
عشق, شب نامزدی ما با جدائیست؛
عشق, کارت تبریکیست که برای معلم سال اول خودمان می فرستیم؛
عشق, حمله مغول به رویاهای ماست؛
عشق, لحظات شکوهمندیست که یک کودک بر تلفظ "بابا" پیروز میشود؛
عشق, لحظه عظیمیست که در آن,زنت برای معالجه قلبت,بیخبراز تو طلاهایش را میفروشد؛
عشق, سر "تنها یی" آدمیست که زیر آب رفته است؛
عشق, امتحان ورودی رحمت الهیست؛
عشق, تبصره ایست که با آن میتوان به کلاس بالاتراز بهشت رفت؛
عشق, خداشناسی عمومیست؛
عشق, قویترین استدلال وجود خداست؛
عشق, قند متافیزیکیست که در دل آدم آب میشود؛
عشق, ماری جوانائیست که در گل آدم ریخته اند؛
عشق, آمپول ب کمپلکس معرفت است؛
عشق, قانون بقاء نروماده است؛
عشق, یک عمل جراحی حیرت انگیزست که خداوند روی قلب آدمی انجام داده است؛
عشق, آسانسور حیات بشریست ؛
- وای به حال کسی که توی این آسانسور گیر افتاده باشد!!!-
عشق, نردبانیست که ما را از خود بالا میکشد
عشق, خروج اضطراری انسان از کرویدر عادت است
عشق, اتوبانیست که تا ته ابدیت میرود
عشق, جناح رادیکال عرفانست؛
- عاشقان پیوسته یک تحول بنیادی در استروکتور وجودند.-
عشق, کاریست که تنها از سینه سوخته های محبت و دودچراغ خورده های معرفت بر می آید؛
عشق, تنگه ایست که قایقهای میانه رو را به قایقهای تندرو تبدیل میکند؛
عشق, اجاره بهای انسان در طبیعتست که هیچ عاشقی هرگز موفق به پرداخت کامل آن نمیشود؛
عشق, جنگ جهانی اول و آخر احساساتست؛
عشق, ملاقات عمومی موجودات با "جبرائیل" است؛
- هر کس میخواهد عشق را تماشا کند به خود بنگرد.-
عشق, من و توئیم باضافه یک پائیز قدم زنان؛
- - من عاشقانی را میشناسم که از صبح تا شب بدنبال یک لیوان خنجر میدوند,
هرشب مرا میگیرند و بر قصیده ای طولانی میدوانند,
هر روز در برابر کبوتران عطش من دوشیزه غزلی را قربانی میکنند.
اکنون من سوزنبان قطارهای شلیک شده مثنویم.
باید شبی شش هزار بیت بگویم تا یک بیت را از من نگیرند؛
نفرین براین شاعران که دوزخیان زمینند,
نفرین بر این شاعران که در جریان آرام اشکهای بشری طغیان می کنند,
و در بیزاری, رودخانه های کهن را به یاد می آورند.
از: کتاب "ترجمه زخم" نوشته: "مهدی عزیزی"

همه ما از روی تجربه به این باور رسیده ایم که عشق انسان را کور می کند، اما نکته بسیار جالب اینست که این مطلب حقیقت داشته و تحقیقات دانشمندان، دلایل آنرا اثبات کرده است.
دانشمندان دریافته اند که احساسات عاشقانه باعث توقف فعالیت ناحیه ای از مغز که افکار انتقاد آمیز انسان را کنترل می کند، می شود.
به نظر می رسد این احساسات نیاز مغز به شناسایی شخصیت و خصوصیات طرف مقابل را کاهش می دهند.
محققین بر این باورند که عشق مرد و زن و یا عشق مادرانه تاثیر یکسانی بر مغز دارند. یک تیم تحقیقاتی مغز 20 مادر را به هنگام مشاهده عکس فرزندانشان اسکن کردند و به این نتیجه رسیدند که فعالیت مغزی این مادران بسیار شبیه به افرادی بود که درگیر احساسات عاشقانه بودند.
مطالعات نشان می دهد که فعالیت بخشی از مغز این افراد که سیستم ارزش گذاری و پاداش (reward system) نام دارد افزایش یافته است
هنگامیکه اینگونه از قسمت های مغز به علت ایجاد احساسات عاشقانه تحریک می شوند - مثلا مانند زمان غذا خوردن، نوشیدن و یا بدست آوردن پول - احساس نشاط و رضایتمندی در انسان افزایش یافته و فعالیت سیستم قضاوت های منطقی و منفی در مغز کاهش می یابد.
براساس این تحقیقات تنها تفاوت عشق زن و مرد و عشق مادرانه اینست که در عشق بین زن و مرد فعالیت هیپاتالاموس مغز به شدت افزایش یافته و چندین برابر بیشتر از دیگران می شود.
با عرض معذرت از همه ی دوستان گلم..فعلا درگیره امتحاناتم....
به زودی برمیگردم اگه میبینین کم پیدام![]()
خداوند خیر و صلاح بشر را می داند و در تمام مراحل زندگی برای آنها خواستار بهترین هاست. ما مجاز هستیم که برای ایجاد سرگرمی، دوستی، رشد شخصیتی و انتخاب جفت با جنس مخالف خود ارتباط برقرار کنیم اما نباید به خودمان اجازه دهیم که صرفا برای کسب شهرت و امنیت با دیگران وارد روابط احساسی شویم. هیچ گاه بدون فکر و یا فقط به دلیل تشویق دوستانتان وارد رابطه هایی که ارزش ندارند، نشوید. اگر هیچ گونه ارتباطی نداشته باشید خیلی بهتر از این است که با کسی که درخور و شایسته شخصیت شما نیست، قرار ملاقات بگذارید. آمار و ارقام حاکی از این مطلب هستند که در حدود 50% دختران و بیش از 40% از پسران هیچ گاه در دوران دبیرستان با جنس مخالف قرار ملاقات نمی گذارند. در آیین های متفاوت اصول ابتدایی و شالوده های بنیادین برقراری ارتباط با جنس مخالف آموزش داده شده است. هر کس می تواند به نوبه خود از آموزه های مطرح شده بهره گرفته و در مسیر مناسب گام بردارد.
1- از قلب خود محافظت کنید
باید حواس خود را کاملا جمع کنید و هشیار باشید که احساسات خود را در چه راهی خرج می کنید؛ چرا که قلب انسان بر روی تمام جنبه های دیگر زندگی او تاثیر گذار است.
"بیش از هر چیز مراقب احساسات قلبی خود باشید چرا که سرچشمه وجودی زندگیتان را همین عواطف قلبی تشکیل می دهند."
2- شما را از روی اطرافیانتان قضاوت می کنند
طبیعت بشر به گونه ای سرشته شده است که اجتماعی بوده و به سرعت سعی میکند تا خود را به رنگ جمع درآورد. به محض اینکه با یک نفر ارتباط برقرار می کنید و با او قرار ملاقات می گذارید، به طور ناخودآگاه اخلاق و رفتارتان تغییر پیدا می کند و تا حدی متاثر از سبک و سیاق خصوصیات طرف مقابل می شود.
"گمراه نشوید و اشتباه نکنید، دوستان ناباب خصوصیات خوب شما را تحت تاثیر قرار می دهند"
3- با افراد هم کیش خود ارتباط برقرار کنید
هر چند مسلمانان می توانند با رعایت برخی مسائل این اجازه را پیدا می کنند که با افراد غیر مسلمان نیز ارتباط برقرار کنند، اما کسانی که می توانند از نظر قلبی به ما نزدیک باشند که در زندگی خود از فرمانهای پروردگار پیروی می نمایند.
"در روابط خود همواره به دنبال وجوه اشتراک باشید و با کسانی که کافر یا مشرک هستند ارتباط برقرار نکنید؛ آیا ایمان و کفر هیچ گونه وجه اشتراکی با یکدیگر دارند؟ و آیا تصور می کنید که روشنایی و تاریکی می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟"
گروه متخصص و محققي در يک تحقيق سوالي را از گروهي کودک خردسال پرسيده بودند که پاسخهايي که بچه ها دادند عميق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال اين بود
معني عشق چيست؟
وقتي کسي شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقيه مي گه . وقتي اون شما رو صدا مي کنه احساس مي کني که اسمت از جاي مطمئني به زبون آورده شده. بيلي - 4 ساله
مادر بزرگ من از وقتي آرتروز گرفته نمي تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم هميشه اين کار رو براش مي کنه حتي حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، اين عشقه. زبکا - 8 ساله
عشق موقعيکه دختره عطر مي زنه و پسره هم ادکلون، و دو تايي مي رن بيرون تا همديگر رو بو کنن. کارل -5 ساله
عشق وقتيه که شما براي غذا خوردن مي رين بيرون و بيشتر سيب زميني سرخ شده خودتون رو مي دهيد به دوستتون بدون اينکه از اون انتظار داشته باشيد که کمي از غذاي خودشو بده به شما. کريستي - 6 ساله
عشق يعني وقتي که مامان من براي بابام قهوه درست مي کنه و قبل از اينکه بدش به بابا امتحانش مي کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دني - 7 ساله
عشق اون چيزيه که لبخند رو وقتي که خسته اي به لبت مياره . تري - 4 ساله
عشق وقتيه که شما همش همديگه رو مي بوسيد بعد وقتي از بوسيدن خسته شديد هنوز دوست داريد با هم باشيد پس بيشتر با هم حرف مي زنيد. مامان و باباي من دقيقا اينجورين. اميلي - 8 ساله
عشق همون باز کردن کادوهاي کريسمسه به شرطي که يه لحظه دست نگه داري و فقط با دقت گوش کني. بابي - 7 ساله
اگه مي خواهي دوست داشتن رو بهتر ياد بگيري ، بايد از دوستي که بيشتر از همه ازش متنفري شروع کني. نيکا 7 - ساله
عشق اون موقعس که تو به پسره مي گي که از تي شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز مي پوشتش. نوئل - 7 ساله
عشق مثل يه پيرزن کوچولو و يه پيرمرد کوچولو مي مونه که هنوز با هم دوست هستن حتي بعد از اينکه همديگر رو خيلي خوب مي شناسن. تامي - 6 ساله
موقع تکنوازي پيانو ، من تنهايي روي سن بودم و خيلي هم ترسيده بودم . به تمام مردمي که منو نگاه مي کردن نگاه کردم و بابام رو ديدم که وول مي خوره و لبخند مي زد اون تنها کسي بود که اين کار رو مي کرد. من ديگه نترسيدم. کيندي 8 - ساله
مامانم منو بيشتر از هر کس ديگه اي دوست داره چون هيچ کس ديگه اي شبها منو نمي بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله
عشق اون موقعي هست که مامان بهترين تيکه مرغ رو ميده به بابا. الين - 5 ساله
عشق زمانيه که مامان، بابا رو خندان مي بينه و بهش ميگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تيپ تره. کريس - 7 ساله
عشق وقتيه که سگت مي پره بقلت و صورتت رو ليس مي زنه حتي اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشي. مري آن- 4 ساله
مي دونم که خواهر بزرگترم منو خيلي دوست داره بخاطر اينکه تمام لباسهاي قديمي خودشو مي ده به من و خودش مجبور مي شه بره بيرون تا لباسهاي جديد بگيره. لورن - 4 ساله
وقتي شما کسي رو دوست داريد موقع حرکت از مژه هاتون ستاره هاي کوچولويي خارج مي شن. کارل - 7 ساله
دوست داشتن اون وقتي هست که مامان صداي بابا رو موقع دستشويي مي شنود ولي بنظرش چندش آور نميآد. مارک - 6 ساله
و بالاخره آخريش ؛ تو رقابتي که هدفش پيدا کردن مسئول ترين بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله اي برنده مي شه . همسايه ديوار به ديوار اين آقا پسر يک مرد مسن يود. اين آقا به تازگي همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتي پيرمرد رو تنها در حال گريه کردن ديده بوده به حياط خانه پيرمرد وارد مي شه و مي پره بقلش و همونجا مي مونه، وقتي مادرش ازش مي پرسه که پي کار کردي؟ ميگه که هيچي من فقط کمکش کردم تا راحت تر گريه کنه
آفتاب ، مهتاب نديده !
روانشناسان معتقدند دختران بيش از پسران به محبت ديدن و محبت كردن احتياج دارند و به همين دليل زودتر عكس العمل نشان مي دهند و اگر بتوانند از جاي ديگر اين كم محبتي را جبران نمايند راحت تر پسران با شكست و ناكامي كنار مي آيند . هر چند ممكن است آنرا فراموش نكنند و صدمات روحي بيشتري ببينند نكته جالبي كه در مورد اين گونه دوستي ها قابل توجه است اين كه بيشتر پسران كه با دختران مختلف ارتباط بر قرار مي كنند هر زمان كه صحبت از ازدواج به ميان مي آيد شخصي را براي زندگي در نظر دارند متين يا نجيب ! و به قول خودشان آفتاب مهتاب نديده! باشد چون فكر مي كنند دختراني كه به راحتي با آنان رابطه برقرار كرده اند ممكن است بعد از ازدواج نيز به همين راحتي با ديگران نيز ارتباط بر قرار كنند.
پسران براي تفريح؛ دختران براي ازدواج
به نظر مي رسد كه معمولاً پسران اين نوع دوستي ها را براي تفريح و گذران وقت و يا پز دادن و دختران براي ازدواج مي دانند و البته تعداد بسيار كمي از اين روابط به ازدواج می انجامد كه از اين موضوع دختران بيشتر متضرر مي شوند و آثار سوء آن تا مدتها زندگيشان را تحت تأثير قرار می دهد.
با اقداماتي ساده و به موقع و با فرهنگ سازي مي توان چنين روابطي را به رابطه هاي معقول و منطقي و مطابق با شرع و عرف جامعه اسلامي ايراني تبديل كرد تا جواناني شاداب و با طراوت و با آينده اي روشن داشته باشيم.
هر انساني آينده روشني دارد كه مي تواند با دستان خود آن را بسازد و يا آن را تباه كند مي توان عمري در آسايش زندگي كند و يا عمري در پشيماني و حسرت به سر برد . امام علي(ع) مي فرمايند : « فرصت ها به مانند ابر بهاري مي مانند» بياييد اين فرصت ها را به راحتي از دست ندهيم و آينده خود و ديگران را براي لذتي كه دوام چنداني ندارد تباه نكنيم .
نظر شما چیست؟
نظر شما چیست؟
شما هم با حرف های من موافقید یا نه؟! اگه موافقید و اگه مخالف معطل نکنید! بنویسید توی قسمت نظرات . دلایل موافقتتون و دلایل مخالفتتون رو برای من بفرستید
دختران زود تر عاشق مي شوند
بر طبق تجربه هاي كسب شده مي توان گفت كه دختران به علت احساساتي بودنشان زود تر از پسران عاشق مي شوند اما به دليل محدوديتي كه دارند نمي توانند پيش قدم شوند هر چند كه امروزه ديگر محدوديت هاي خانواده و جامعه كمتر شده و به اصطلاح خانواده ها امروزي شده اند و سدي كه ديروز وجود داشت ديگر به مانند گذشته آنچنان محكم نيست.
فقدان معنويت
به نظر مي رسد يكي از دلايلي كه باعث به وجود آمدن اين گونه دوستي هاي كاذب و خطرناك مي شود كمبود محبت باشد .مثلاً در خانواده اي كه هم پدر و هم مادر شاغل هستند مطمئناً نخواهد توانست خلأ محبت فرزندان را به طور كامل پر كنند در اين امر باعث مي شود تا فرزندان اين محبت را در جاي ديگري و از سوي كسان ديگري جستجو كنند .
از ديگر دلايل مي توان به فقدان معنويت در زندگي شخصي افراد اشاره كرد كه آنها را دچار افسردگي و تنهايي مي كند و شخص با تن در دادن به اين نوع دوستي ها سعي در جبران كمبود ها و خلأ هاي موجود در زندگي مادي و معنوي خود دارد
چه كسي بيشترين ضربه را مي خورد
به نظر مي رسد در اين روابط دختران بيشترين ضربه را متحمل شوند چرا كه داراي احساسات قويتر و لطيف تري هستند و متأسفانه جامعه هم درصدد سركوب اين احساسات است و همواره دختران را متهم مي كند اگر چه پسران كمتر از دختران عاشق و دلباخته اما زماني كه به قول خودشان عاشق مي شوند به هر طريق ممكن سعي در بدست آوردن طرف مقابلشان را دارند اما وقتي به آرزويشان مي رسند و با فرد مورد نظر ازدواج مي كنند بعد از مدتي از آن سرد و دلخسته مي شوند اما اگر در اين راه شكست بخورند و ناكام بمانند اين شكست و ناكامي براي آنان به نسبت دختران تلخ تر به نظر مي آيد و مقابله با آنان برايشان مشكل تر است .
... ادامه دارد
اگر چه پسران كمتر از دختران عاشق و دلباخته اما زماني كه به قول خودشان عاشق مي شوند به هر طريق ممكن سعي در بدست آوردن طرف مقابلشان را دارند اما وقتي به آرزويشان مي رسند و با فرد مورد نظر ازدواج مي كنند بعد از مدتي از آن سرد و دلخسته مي شوند اما اگر در اين راه شكست بخورند و ناكام بمانند اين شكست و ناكامي براي آنان به نسبت دختران تلخ تر به نظر مي آيد و مقابله با آنان برايشان مشكل تر است .
از بخش اجتماعی دهمین شماره مشکان
پيشرفت تكنولوژي
.jpg)
امروزه با پيشرفت تكنولوژي راه هاي جديد تر و آسان تر براي دوستي هاي دختران و پسران ايجاد شده است كه اينترنت و به خصوص چت يكي از پيش پا افتاده ترين آنها مي باشد ، با استفاده از مسنجرها دختران و پسران در برقرار كردن اين روابط آسانتر عمل مي كنند و راحت تر با يكديگر طرح دوستي مي ريزند .
عشق به معناي واقعي
معمولاً اساس اين گونه دوستي ها عشق به معناي واقعي نيست چرا كه عشق واژه اي است مقدس كه از زواياي مختلف و از اعماق وجود انسان سرچشمه مي گرد در واقع اين عشق ، در حالي كه دوستي هاي دختران و پسران احساسات زود گذر است كه دختران و پسران آنرا به اشتباه عشق مي پندارند به مانند رگبار هاي بهاري مي ماند ، هوا لحظه اي آرام است ، اما چند لحظه بعد باراني شديد در حال باريدن است و چند لحظه بعدتر هوا صاف صاف است .
متأسفانه اين نوع دوستي مضرات فراواني دارد كه از جمله آنها مي توان به تخريب روحيه فرد ، شكست و ناكامي تخريب آينده ي رويايي و واقعي افراد ، خود كشي و سوء استفاده هاي جنسي اشاره كرد
.... ادامه دارد....
تنها راه بهتر ساختن رابطه اين است كه درك كنيد عشق چيزي دادني است و نمي توان آن را درخواست كرد.
عشق را فقط مي توان داد. هرآنچه كه دريافت مي كني تنها يك بركت است، پاداش عشق ورزي نيست.
عشق را فقط بايد داد و هرآنچه كه دريافت مي كني فقط يك بركت است، يك پاداش نيست.
و حتي اگر هيچ چيز دريافت نكني، هميشه خوشحال هستي كه قادر به دادن عشق بوده اي.
اگر زن و شوهر به جاي درخواست عشق شروع كنند به دادن عشق، زندگي مي تواند برايشان بهشت شود.
و دنيا چنان اسرارآميز است كه اگر آنان از خواستن عشق دست بردارند و بيشتر عشق بدهند،
عشق بيشتري دريافت خواهند كرد و اين راز را تجربه خواهد كرد.
و هرچه بيشتر عشق بورزند، كمتر درگير سكس مي شوند....
پایان 
مي خواهي كسي دوستت داشته باشد و اگر عاشقت باشد، احساس خوبي داري.
ولي آنچه كه نمي داني اين است كه ديگري فقط به اين دليل دوستت دارد كه مي خواهد تو عاشق او باشي. درست مانند اين است كه كسي براي صيد ماهي طعمه بگذارد:
او طمعه را براي خوراك دادن به ماهي پرتاب نمي كند، براي صيد ماهي پرتاب مي كند.
او نمي خواهد آن خوراك را به ماهي بدهد، او فقط براي اين چنين مي كند كه آن ماهي را صيد كند.
تمام افرادي كه در اطرافتان مي بينيد كه عاشق هستند فقط طعمه مي اندازند تا عشق به دست آورند.
براي مدتي طعمه را مي اندازند، تا وقتي كه آن ديگري شروع كند به اين احساس كه امكان گرفتن عشق از اين شخص وجود دارد.
آنگاه او نيز قدري عشق نشان خواهد داد تا زماني كه به اين نتيجه برسند كه هردو گدا هستند!
آنان اشتباهي اساسي مرتكب شده اند: هريك مي پنداشته كه ديگري پادشاه است.
و به زمان خودش هريك تشخيص مي دهد كه هيچ عشقي از ديگري دريافت نمي كند،
آنگاه اصطكاك شروع مي شود.
براي همين است كه زندگي زناشويي به نظر جهنم مي آيد، زيرا همه ي شما خواهان عشق هستيد،
ولي نمي دانيد چگونه عشق بدهيد. اين اساس تمام دعوا هاست. تا زماني كه چيزي كه من مي گويم اتفاق نيفتد، رابطه ي بين زن و شوهر هرگز هماهنگ نخواهد شد، مهم نيست كه چقدر آن را تنظيم كنيد و چه نوع ازدواجي داشته باشيد و مهم نيست كه قوانين اجتماعي چه بگويند.
ادامه دارد....

زبان از يادرفته ي دل
........ زندگي را سرشار از عشق كنيد. ولي خواهيد گفت، "ما هميشه عشق مي ورزيم."
و من به شما مي گويم كه شما به ندرت عشق مي ورزيد.
شايد اشتياق عشق را داشته باشيد، ولي بين او دو تفاوتي بس عظيم وجود دارد.
عشق ورزيدن و نياز به عشق داشتن دوچيز كاملاً متفاوت هستند.
بيشتر ما در تمام زندگي همچون كودكاني باقي مي مانيم، زيرا همه دنبال عشق هستند.
عشق ورزيدن چيزي بسيار اسرارآميز است و اشتياق عشق را داشتن چيزي بسيار بچه گانه.
كودكان خردسال عشق مي خواهند، وقتي مادر به آنان عشق مي دهد، رشد مي كنند.
آنان همچنين از ديگران نيز عشق مي خواهند و خانواده به آنان عشق مي دهد. سپس وقتي بزرگ شدند،
اگر شوهر باشند، از زنانشان عشق مي خواهند و اگر زن باشند، از شوهرانشان عشق مي خواهند.
و هركس كه خواهان عشق باشد در رنج است، زيرا عشق چيزي نيست كه بتوان آن را خواست.
عشق را فقط مي توان داد. در خواستن عشق، تضميني وجود ندارد كه بتواني آن را به دست آوري.
و اگر آن شخصي كه از او تقاضاي عشق داري، او نيز از تو انتظار عشق را داشته باشد،
مشكل ايجاد خواهد شد.
مانند ملاقات دو گدا است كه باهم و از هم، گدايي مي كنند.
در تمام دنيا زنان و شوهران مشكلات ازدواج را دارند و تنها دليل آن اين است كه هردو از هم توقع عشق دارند، ولي قادر به دادن عشق نيستند.
قدري در اين مورد فكر كن __ نياز پيوسته تو براي عشق.
براي درك عشق، نخست بايد عشق بورزي.
تنها آنوقت است كه عشق را درك مي كني.
ميليون ها انسان در رنج هستند: مي خواهند دوستشان داشته باشند،
ولي نمي دانند چگونه عشق بورزند!
و عشق نمي تواند يك تك صدايي باشد:
عشق يك گفت و گو است، گفتگويي بسيار هماهنگ.
از مجله ي "اوشوتايمز بين الملل" ، اكتبر 1998
عشق قصه ی پر پیچ و خمیه!! نمیدونم این عشق که دلیل نوشتن خیلی از وبلاگهاست برای نویسنده های اون وبا چه معنی میده ..اما با اینکه به نظرم معنیش خیلی زیباس ولی کم کم خوندن وبای بعضیها که پر از حرفای تکراری از دوست دارم ودوسم داریه خسته کننده برام شده... رو این حساب تصمیم گرفتم اولا یه معنی درست و کامل از عشق به شما بدم (در پائین نظر خودمو میخونین) و بعد شروع به نوشتن مطالبی جدید در این زمینه میکنم..چیزای که کمتر تو وبی خوندیم!
یادم باشد با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق میبارد می توان به اسرار عشق پی برد و زنده شد.
عشق به نظر من اگر واقعی باشه با خودش آزادی نشاط و شادی میاره ..به قول مارگارت میچل :
برای اینکه دوستت دارم میتوانی بروی
برای اینکه دوستت دارم..: تو آزادی!!
مهم نیست که تو همیشه جسما کنار معشوق باشی (که نبودنش وبعضیها به اسم شکست عشقی میشناسن!!) مهم اینه که همیشه در هر حالی دوسش داشته باشی...(پس نگید تو عشق شکست وجود داره!!)دوست داشتن خودش یکی از دریچه ها ی عشقه..تو کسی رو که دوست داری..برات ارزشمنده..بهش احترام میذاری..عقایدشو میپذیری..و هرگز آزارش نمیدی..پس اگر ما به اسم عشق و دوستی باعث اذیت شدن کسی میشیم و محدودش میکنیم این عاشقی نیس این خود خواهیه!!!اونم از نوع خیلییییییی شدیدش..!!عشق واقعی ..بخششو تو آدم زنده میکنه..آدمو فروتن میکنه..و قانع بارش میاره..بهش یاد میده که همه ی خوبیها و شاید تلخیهای راه عشقو مثل معشوق دوست بداره..تو عشق واقعی سختیها هم شیرینه.و اصلا شکست وجود نداره..حتی اگه تا پایان عمر حکم جدای برای سرنوشته این عشق ببرن!مهم اینه که تو مدتی کسی رو دوست داشتی وحالا شرایط جوری پیش رفته که باید کنارش بذاری..اما حتی اگه یه روز کس دیگری هم سر رات قرار بگیره این دلیل نمیشه که تو حتما باید از طرف قبلی متنفر شی تا بتونی عاشق دیگری باشی..عشق انرژی مثبتیه که آدمها به هم هدیه میدن!!و تنفر نقطه ی مقابل عشقه!!کسی که از کسی یا چیزی میتونه نفرت داشته باشه هرگز نمیتونه عاشقه خوب و واقعی باشه ماها اول باید دلهامونو از کینه پاک کنیم (یعنی خونه ی عشقو تروتمیز و پاکیزه کنیم)تا به عشق واقعی برسیم!!هر وقت به عشق فکر میکنم: این شعر از شاعر خوب کشورمون (ه.الف.سایه) یادم میافته:
عشق شادیست
عشق آزادیست
عشق آغازه آدمیزایست!!
ادامه دارد.....









